necromancer

[ایالات متحده]/ˈnɛkrəʊˌmænsə/
[بریتانیا]/ˈnɛkroʊˌmænsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جادوگر یا جادوگری که جادوگری مردگان را تمرین می‌کند، معمولاً شامل ارتباط با مردگان

عبارات و ترکیب‌ها

dark necromancer

جادوگر تاریک

powerful necromancer

جادوگر قدرتمند

necromancer spell

جادوی جادوگر مردگان

necromancer army

ارتش جادوگر مردگان

necromancer's staff

چوب دستی جادوگر مردگان

necromancer's curse

نفرین جادوگر مردگان

necromancer lore

دانش جادوگر مردگان

necromancer's minions

نوادگان جادوگر مردگان

necromancer battle

نبرد جادوگر مردگان

necromancer's tower

برج جادوگر مردگان

جملات نمونه

the necromancer raised the dead to fight for him.

جادوگر مردگان را برای مبارزه به خدمت فراخواند.

in the story, the necromancer sought forbidden knowledge.

در داستان، جادوگر به دنبال دانش ممنوعه بود.

the necromancer cast a dark spell over the village.

جادوگر یک طلسم تاریک را بر روی روستا جاری کرد.

many feared the necromancer's power and avoided him.

بسیاری از قدرت جادوگر می‌ترسیدند و از او دوری می‌کردند.

the necromancer's lair was filled with ancient artifacts.

لانه جادوگر پر از آثار باستانی بود.

legends spoke of a necromancer who could control souls.

افسانه ها از جادوگری صحبت می کرد که می توانست ارواح را کنترل کند.

the necromancer performed rituals under the full moon.

جادوگر مناسک را در زیر نور ماه کامل انجام می داد.

his ambition to become the greatest necromancer drove him mad.

جاه طلبی او برای تبدیل شدن به بزرگترین جادوگر او را دیوانه کرد.

the necromancer's minions obeyed his every command.

نوادگان جادوگر به هر فرمان او اطاعت می کردند.

people whispered tales of the necromancer in the dark.

مردم در تاریکی داستان هایی از جادوگر زمزمه می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید