| جمع | neeps |
neep stew
حمص نهال
neep and tatties
نهال و سیب زمینی
neep mash
پوره نهال
neep soup
سوپ نهال
neep salad
سالاد نهال
neep curry
کاري نهال
neep pie
پای نهال
neep chips
چیپس نهال
neep bake
نهال پخته
neep fries
سیب زمینی سرخ کرده نهال
he decided to neep out of the party early.
او تصمیم گرفت زودتر از مهمانی خارج شود.
don't neep on your friends when they need you.
وقتی به شما نیاز دارند، به دوستان خود تکیه نکنید.
she always tries to neep in on the latest gossip.
او همیشه سعی می کند در جریان آخرین شایعات باشد.
they plan to neep around the city this weekend.
آنها قصد دارند این آخر هفته در شهر بچرخند.
he tends to neep out during difficult conversations.
او معمولاً در طول مکالمات دشوار از بحث خارج می شود.
she felt the need to neep back into her old habits.
او احساس کرد نیاز دارد دوباره به عادت های قدیمی خود بازگردد.
it's important not to neep on your responsibilities.
مهم نیست که به مسئولیت های خود تکیه نکنید.
he always finds a way to neep out of trouble.
او همیشه راهی برای فرار از مشکلات پیدا می کند.
she wishes she could neep away to a quiet place.
او آرزو داشت بتواند به یک مکان آرام فرار کند.
they decided to neep away for a short vacation.
آنها تصمیم گرفتند برای یک تعطیلات کوتاه فرار کنند.
neep stew
حمص نهال
neep and tatties
نهال و سیب زمینی
neep mash
پوره نهال
neep soup
سوپ نهال
neep salad
سالاد نهال
neep curry
کاري نهال
neep pie
پای نهال
neep chips
چیپس نهال
neep bake
نهال پخته
neep fries
سیب زمینی سرخ کرده نهال
he decided to neep out of the party early.
او تصمیم گرفت زودتر از مهمانی خارج شود.
don't neep on your friends when they need you.
وقتی به شما نیاز دارند، به دوستان خود تکیه نکنید.
she always tries to neep in on the latest gossip.
او همیشه سعی می کند در جریان آخرین شایعات باشد.
they plan to neep around the city this weekend.
آنها قصد دارند این آخر هفته در شهر بچرخند.
he tends to neep out during difficult conversations.
او معمولاً در طول مکالمات دشوار از بحث خارج می شود.
she felt the need to neep back into her old habits.
او احساس کرد نیاز دارد دوباره به عادت های قدیمی خود بازگردد.
it's important not to neep on your responsibilities.
مهم نیست که به مسئولیت های خود تکیه نکنید.
he always finds a way to neep out of trouble.
او همیشه راهی برای فرار از مشکلات پیدا می کند.
she wishes she could neep away to a quiet place.
او آرزو داشت بتواند به یک مکان آرام فرار کند.
they decided to neep away for a short vacation.
آنها تصمیم گرفتند برای یک تعطیلات کوتاه فرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید