negatived

[ایالات متحده]/ˈnɛɡətɪvd/
[بریتانیا]/ˈnɛɡəˌtaɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از منفی
adj. توصیف چیزی که منفی یا نامطلوب است؛ از نظر ریاضی منفی؛ رد کردن یا انکار کردن؛ داشتن هیچ نتیجه مورد انتظار

عبارات و ترکیب‌ها

negatived response

پاسخ منفی

negatived opinion

نظر منفی

negatived effect

اثر منفی

negatived statement

اظهار نظر منفی

negatived feedback

بازخورد منفی

negatived outcome

نتیجه منفی

negatived argument

استدلال منفی

negatived claim

ادعای منفی

negatived conclusion

نتیجه‌گیری منفی

negatived proposal

پیشنهاد منفی

جملات نمونه

the proposal was negatived by the committee.

پیشنهاد توسط کمیته رد شد.

her application was negatived due to missing documents.

درخواست او به دلیل مدارک گم‌شده رد شد.

they felt their concerns were negatived by management.

آن‌ها احساس کردند که نگرانی‌هایشان توسط مدیریت نادیده گرفته شده است.

the motion was negatived in the vote.

در رای‌گیری، پیشنهاد رد شد.

his claims were quickly negatived by the evidence.

ادعاهای او به سرعت توسط شواهد رد شد.

the suggestion was negatived before any discussion.

پیشنهاد قبل از هر بحثی رد شد.

many ideas were negatived during the brainstorming session.

ایده‌های زیادی در طول جلسه بارش فکری رد شدند.

her theory was negatived by new research findings.

تئوری او توسط یافته‌های تحقیقاتی جدید رد شد.

the team's strategy was negatived after the last game.

استراتژی تیم پس از آخرین مسابقه رد شد.

the budget proposal was negatived due to lack of funds.

پیشنهاد بودجه به دلیل کمبود بودجه رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید