neglectfulnesses

[ایالات متحده]/nɪˈɡlɛk(t)fəl.nəsɪz/
[بریتانیا]/nɪˈɡlɛk(t)fəl.nəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بی‌توجهی

عبارات و ترکیب‌ها

extreme neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های شدید

chronic neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های مزمن

serious neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های جدی

common neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های رایج

unintentional neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های ناخواسته

social neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های اجتماعی

emotional neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های عاطفی

systematic neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های سیستماتیک

environmental neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های زیست‌محیطی

personal neglectfulnesses

بی‌توجهی‌های شخصی

جملات نمونه

his neglectfulnesses often led to missed deadlines.

غفلت‌های او اغلب منجر به از دست دادن مهلت‌ها می‌شد.

we must address our neglectfulnesses to improve our teamwork.

ما باید به غفلت‌های خود رسیدگی کنیم تا کار گروهی خود را بهبود بخشیم.

her neglectfulnesses in maintaining her health were concerning.

غفلت‌های او در حفظ سلامتی نگران‌کننده بود.

neglectfulnesses in communication can lead to misunderstandings.

غفلت در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his neglectfulnesses were evident in his messy workspace.

غفلت‌های او در فضای کاری نامرتبش آشکار بود.

recognizing our neglectfulnesses is the first step to improvement.

تشخیص غفلت‌های ما اولین قدم برای بهبود است.

the team's neglectfulnesses affected their overall performance.

غفلت‌های گروه بر عملکرد کلی آنها تأثیر گذاشت.

she apologized for her neglectfulnesses in the project.

او برای غفلت‌هایش در پروژه عذرخواهی کرد.

addressing neglectfulnesses can enhance personal growth.

رسیدگی به غفلت‌ها می‌تواند باعث رشد شخصی شود.

his neglectfulnesses in planning caused many issues.

غفلت‌های او در برنامه‌ریزی باعث ایجاد بسیاری از مشکلات شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید