neoliberalism

[ایالات متحده]/ˌniːəʊˈlɪbərəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˌniːoʊˈlɪbərəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فلسفه سیاسی و اقتصادی که بر بازارهای آزاد، دولت محدود و آزادی‌های فردی تأکید می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

neoliberalism policies

سیاست‌های نئولیبرالیسم

neoliberalism agenda

برنامه نئولیبرالیسم

neoliberalism critique

انتقاد از نئولیبرالیسم

neoliberalism reforms

اصلاحات نئولیبرالی

neoliberalism theory

نظریه نئولیبرالیسم

neoliberalism impact

تاثیرات نئولیبرالیسم

neoliberalism discourse

گفتمان نئولیبرالیسم

neoliberalism practices

روش‌های نئولیبرالیسم

neoliberalism economy

اقتصاد نئولیبرالیسم

neoliberalism framework

چارچوب نئولیبرالیسم

جملات نمونه

neoliberalism promotes free market policies.

نئولیبرالیسم تبلیغ سیاست‌های بازار آزاد می‌کند.

critics argue that neoliberalism increases inequality.

منتقدان استدلال می‌کنند که نئولیبرالیسم باعث افزایش نابرابری می‌شود.

neoliberalism emphasizes individual responsibility.

نئولیبرالیسم بر مسئولیت فردی تاکید می‌کند.

some believe neoliberalism undermines public services.

برخی معتقدند که نئولیبرالیسم خدمات عمومی را تضعیف می‌کند.

neoliberalism has reshaped global economic policies.

نئولیبرالیسم سیاست‌های اقتصادی جهانی را بازسازی کرده است.

supporters of neoliberalism advocate for deregulation.

طرفداران نئولیبرالیسم از رگولاتوری حمایت می‌کنند.

neoliberalism is often associated with globalization.

نئولیبرالیسم اغلب با جهانی‌سازی مرتبط است.

the rise of neoliberalism has sparked protests worldwide.

ظهور نئولیبرالیسم اعتراضات سراسری را برانگیخته است.

neoliberalism seeks to minimize government intervention.

نئولیبرالیسم به دنبال به حداقل رساندن دخالت دولت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید