nerf

[ایالات متحده]/nɜːf/
[بریتانیا]/nɜrf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. (در زبان عامیانه آمریکایی) به تصادف کردن با خودروهای دیگر در حین یک مسابقه رانندگی کوتاه و با سرعت بالا پس از کاهش وزن خودرو.

عبارات و ترکیب‌ها

nerf gun

تفنگ نرف

nerf herder

نرف هِردر

nerf battle

نبرد نرف

nerf dart

تیر نرف

nerf blaster

تفنگ پرتابی نرف

nerf wars

جنگ‌های نرف

nerf rival

نرف ریو

nerf foam

فوم نرف

nerf football

توپ فوتبال نرف

nerf toys

اسباب‌بازی‌های نرف

جملات نمونه

they decided to nerf the character to balance the game.

آنها تصمیم گرفتند شخصیت را برای متعادل کردن بازی، نِرฟ کنند.

the developers plan to nerf the weapon in the next update.

توسعه‌دهندگان قصد دارند سلاح را در به‌روزرسانی بعدی نِرف کنند.

players are upset about the nerf to their favorite class.

بازیکنان در مورد نِرف کلاس مورد علاقه خود ناراحت هستند.

after the nerf, many strategies needed to be re-evaluated.

پس از نِرف، بسیاری از استراتژی‌ها نیاز به بازبینی داشتند.

some fans believe the nerf was unnecessary and too harsh.

برخی از طرفداران معتقدند که نِرف غیرضروری و بیش از حد شدید بود.

the community is discussing the impact of the nerf.

جامعه در مورد تأثیر نِرف بحث می‌کند.

they issued a nerf to reduce the power of the spell.

آنها یک نِرف صادر کردند تا قدرت جادو را کاهش دهند.

many players are hoping for a reversal of the nerf.

بسیاری از بازیکنان امیدوارند که نِرف معکوس شود.

the nerf made the game more competitive and enjoyable.

نِرف باعث شد بازی رقابتی‌تر و لذت‌بخش‌تر شود.

with the nerf in place, teamwork became more important.

با وجود نِرف، کار تیمی مهم‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید