netballs

[ایالات متحده]/ˈnɛt.bɔːlz/
[بریتانیا]/ˈnɛt.bɔlz/

ترجمه

n. نوعی بازی مشابه بسکتبال

عبارات و ترکیب‌ها

play netballs

بازی با توپ‌های بسکتبال

netballs game

بازی بسکتبال

netballs court

زمین بسکتبال

netballs team

تیم بسکتبال

netballs training

تمرین بسکتبال

netballs rules

قوانین بسکتبال

netballs players

بازیکنان بسکتبال

buy netballs

خرید توپ‌های بسکتبال

netballs equipment

تجهیزات بسکتبال

watch netballs

تماشای بسکتبال

جملات نمونه

she plays netballs every saturday with her friends.

او شنبه‌ها با دوستانش نت بال بازی می‌کند.

netballs are essential for a good game of netball.

نت بال‌ها برای یک بازی خوب نت بال ضروری هستند.

he bought a new pair of netballs for the upcoming tournament.

او یک جفت نت بال جدید برای مسابقات آتی خرید.

the coach emphasized the importance of using the right netballs.

مربی بر اهمیت استفاده از نت بال‌های مناسب تاکید کرد.

they practiced their shooting skills with different types of netballs.

آنها مهارت‌های شوت خود را با انواع مختلف نت بال تمرین کردند.

netballs can vary in size and weight depending on the league.

اندازه و وزن نت بال‌ها ممکن است بسته به لیگ متفاوت باشد.

the team won the championship thanks to their skillful netballs.

تیم به لطف نت بال‌های ماهرانه خود، قهرمانی را به دست آورد.

she enjoys watching netball matches on television.

او از تماشای مسابقات نت بال در تلویزیون لذت می‌برد.

many schools have netball clubs for students to join.

مدارس زیادی باشگاه‌های نت بال برای پیوستن دانش‌آموزان دارند.

he is training to become a professional netball player.

او در حال تمرین برای تبدیل شدن به بازیکن حرفه‌ای نت بال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید