netkeeper

[ایالات متحده]/ˈnɛtˌkiːpə/
[بریتانیا]/ˈnɛtˌkipər/

ترجمه

n. دروازه‌بان در ورزش‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

netkeeper service

سرویس نت‌کیپر

netkeeper support

پشتیبانی نت‌کیپر

netkeeper solution

راهکار نت‌کیپر

netkeeper system

سیستم نت‌کیپر

netkeeper access

دسترسی به نت‌کیپر

netkeeper tools

ابزارهای نت‌کیپر

netkeeper features

امکانات نت‌کیپر

netkeeper account

حساب نت‌کیپر

netkeeper policy

سیاست نت‌کیپر

netkeeper updates

به‌روزرسانی‌های نت‌کیپر

جملات نمونه

the netkeeper ensures the network runs smoothly.

نگهبان شبکه اطمینان حاصل می‌کند که شبکه به طور روان کار می‌کند.

as a netkeeper, he monitors all online activities.

به عنوان نگهبان شبکه، او تمام فعالیت‌های آنلاین را رصد می‌کند.

she was promoted to netkeeper after years of hard work.

پس از سال‌ها تلاش سخت، او به مقام نگهبان شبکه ارتقا یافت.

the netkeeper is responsible for network security.

نگهبان شبکه مسئول امنیت شبکه است.

every netkeeper should have strong technical skills.

هر نگهبان شبکه باید مهارت‌های فنی قوی داشته باشد.

training new netkeepers is part of his job.

آموزش نگهبانان شبکه جدید بخشی از کار اوست.

the netkeeper quickly resolved the connectivity issues.

نگهبان شبکه به سرعت مشکلات اتصال را برطرف کرد.

being a netkeeper requires attention to detail.

نگهبان بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.

she consulted the netkeeper for network improvements.

او برای بهبود شبکه با نگهبان شبکه مشورت کرد.

the netkeeper must keep up with technology trends.

نگهبان شبکه باید با روندها و گرایش‌های فناوری به‌روز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید