neurosis

[ایالات متحده]/njʊəˈrəʊsɪs/
[بریتانیا]/nʊˈroʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوروز; شکست عصبی; بیماری عصبی; اختلال نوروتیک.
Word Forms
جمعneuroses

عبارات و ترکیب‌ها

anxiety neurosis

نوروتیس اضطراب

جملات نمونه

Objective To study effect of psychotherapy of hypochondriacal neurosis on psychology and physical rehabilitation.

هدف مطالعه اثر درمان روان‌درمانی نوروز وسواس فکری بدنی بر روان‌شناسی و توان‌بخشی جسمانی است.

the director’s neurosis about actors arriving late for filming

عصبی بودن کارگردان در مورد دیر رسیدن بازیگران برای فیلمبرداری

apprehension over mounting debt has created a collective neurosis in the business world.

نگرانی در مورد افزایش بدهی باعث ایجاد یک عصب زدگی جمعی در دنیای تجارت شده است.

She suffers from anxiety neurosis.

او از نوروز اضطراب رنج می‌برد.

His neurosis causes him to obsessively wash his hands.

نوروِز او باعث می‌شود که به طور وسواسی دست‌های خود را بشوید.

Neurosis can manifest in various ways.

نوروِز می‌تواند به روش‌های مختلف بروز کند.

Therapy can help manage neurosis.

درمان می‌تواند به مدیریت نوروز کمک کند.

Her neurosis often leads to irrational fears.

نوروِز او اغلب منجر به ترس‌های غیرمنطقی می‌شود.

Neurosis may stem from childhood experiences.

نوروِز ممکن است از تجربیات دوران کودکی نشأت بگیرد.

He exhibits symptoms of obsessive-compulsive neurosis.

او نشانه‌های نوروز وسواس اجباری را نشان می‌دهد.

Cognitive behavioral therapy is effective for treating neurosis.

درمان شناختی رفتاری برای درمان نوروز موثر است.

She struggles with social neurosis in large gatherings.

او در جمع‌های بزرگ با نوروز اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کند.

Neurosis can impact daily functioning and relationships.

نوروِز می‌تواند بر عملکرد روزانه و روابط تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید