newsmonger

[ایالات متحده]/ˈnjuːzmɒŋɡə/
[بریتانیا]/ˈnuːzmɔŋɡər/

ترجمه

n. فردی که اخبار را پخش می‌کند; یک غیبت‌کننده
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

newsmonger gossip

گossip خبرچین

newsmonger alert

هشدار خبرچین

newsmonger network

شبکه خبرچین

newsmonger source

منبع خبرچین

newsmonger rumors

شایعات خبرچین

newsmonger report

گزارش خبرچین

newsmonger talk

صحبت های خبرچین

newsmonger news

اخبار خبرچین

newsmonger update

به روز رسانی خبرچین

newsmonger story

داستان خبرچین

جملات نمونه

the newsmonger spread rumors about the celebrity.

خبرنگار شایعه‌ساز شایعاتی درباره شهرت بازیگر منتشر کرد.

she was labeled a newsmonger for her constant gossiping.

او به دلیل غیبت‌های مداومش به عنوان یک خبرنگار شایعه‌ساز شناخته شد.

being a newsmonger can lead to misunderstandings.

خبرنگار شایعه‌ساز بودن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the newsmonger always had the latest updates.

خبرنگار شایعه‌ساز همیشه آخرین اخبار را داشت.

he enjoyed being a newsmonger in the small town.

او از اینکه در آن شهر کوچک یک خبرنگار شایعه‌ساز بود لذت می‌برد.

people often turn to the newsmonger for information.

مردم اغلب برای کسب اطلاعات به سمت خبرنگار شایعه‌ساز می‌روند.

the newsmonger was known for exaggerating stories.

خبرنگار شایعه‌ساز به خاطر اغراق در داستان‌ها شناخته می‌شد.

her reputation as a newsmonger preceded her.

شهرت او به عنوان یک خبرنگار شایعه‌ساز پیش از او وجود داشت.

don't be a newsmonger; stick to the facts.

خبرنگار شایعه‌ساز نباشید؛ به حقایق پایبند باشید.

the newsmonger thrived on the town's gossip.

خبرنگار شایعه‌ساز از غیبت‌های شهر رونق می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید