nickelled coin
سکه روکشدار نیکل
nickelled surface
سطح روکشدار نیکل
nickelled finish
پوشش روکشدار نیکل
nickelled part
قطعه روکشدار نیکل
nickelled item
قطعه نیکل روکشدار
nickelled layer
لایه روکشدار نیکل
nickelled fittings
اتصالات روکشدار نیکل
nickelled hardware
سختافزار روکشدار نیکل
nickelled component
اجزای روکشدار نیکل
nickelled trim
تزئینات روکشدار نیکل
the coins were nickelled to prevent rust.
سکه ها با روکشی از نیکل پوشانده شده بودند تا از زنگ زدگی جلوگیری شود.
she nickelled the edges of the metal for a smoother finish.
او لبه های فلز را با نیکل پوشاند تا سطح صاف تری داشته باشد.
the jewelry was beautifully nickelled for a shiny appearance.
جواهرات به زیبایی با نیکل پوشانده شده بودند تا درخشندگی داشته باشند.
he nickelled the surface to enhance its durability.
او سطح را با نیکل پوشاند تا دوام آن را افزایش دهد.
they decided to nickelled the fixtures in the bathroom.
آنها تصمیم گرفتند اتصالات حمام را با نیکل پوشانند.
the company nickelled the parts to improve corrosion resistance.
شرکت قطعات را با نیکل پوشاند تا مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.
he was impressed by the nickelled finish on the bike.
او تحت تأثیر پوشش نیکلی دوچرخه قرار گرفت.
the nickelled handle gave the door a modern look.
دسته نیکلی به درب ظاهری مدرن بخشید.
they chose nickelled accents for their home decor.
آنها تزئینات نیکلی را برای دکوراسیون منزل خود انتخاب کردند.
nickelled components are often used in high-end electronics.
قطعات نیکلی اغلب در قطعات الکترونیکی با کیفیت بالا استفاده می شوند.
nickelled coin
سکه روکشدار نیکل
nickelled surface
سطح روکشدار نیکل
nickelled finish
پوشش روکشدار نیکل
nickelled part
قطعه روکشدار نیکل
nickelled item
قطعه نیکل روکشدار
nickelled layer
لایه روکشدار نیکل
nickelled fittings
اتصالات روکشدار نیکل
nickelled hardware
سختافزار روکشدار نیکل
nickelled component
اجزای روکشدار نیکل
nickelled trim
تزئینات روکشدار نیکل
the coins were nickelled to prevent rust.
سکه ها با روکشی از نیکل پوشانده شده بودند تا از زنگ زدگی جلوگیری شود.
she nickelled the edges of the metal for a smoother finish.
او لبه های فلز را با نیکل پوشاند تا سطح صاف تری داشته باشد.
the jewelry was beautifully nickelled for a shiny appearance.
جواهرات به زیبایی با نیکل پوشانده شده بودند تا درخشندگی داشته باشند.
he nickelled the surface to enhance its durability.
او سطح را با نیکل پوشاند تا دوام آن را افزایش دهد.
they decided to nickelled the fixtures in the bathroom.
آنها تصمیم گرفتند اتصالات حمام را با نیکل پوشانند.
the company nickelled the parts to improve corrosion resistance.
شرکت قطعات را با نیکل پوشاند تا مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.
he was impressed by the nickelled finish on the bike.
او تحت تأثیر پوشش نیکلی دوچرخه قرار گرفت.
the nickelled handle gave the door a modern look.
دسته نیکلی به درب ظاهری مدرن بخشید.
they chose nickelled accents for their home decor.
آنها تزئینات نیکلی را برای دکوراسیون منزل خود انتخاب کردند.
nickelled components are often used in high-end electronics.
قطعات نیکلی اغلب در قطعات الکترونیکی با کیفیت بالا استفاده می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید