nickelled

[ایالات متحده]/ˈnɪk.əld/
[بریتانیا]/ˈnɪk.əld/

ترجمه

n. سکه پنج سنت ساخته شده از نیکل؛ سکه نیکل؛ عنصر شیمیایی نیکل
v. پوشاندن با نیکل

عبارات و ترکیب‌ها

nickelled coin

سکه روکش‌دار نیکل

nickelled surface

سطح روکش‌دار نیکل

nickelled finish

پوشش روکش‌دار نیکل

nickelled part

قطعه روکش‌دار نیکل

nickelled item

قطعه نیکل روکش‌دار

nickelled layer

لایه روکش‌دار نیکل

nickelled fittings

اتصالات روکش‌دار نیکل

nickelled hardware

سخت‌افزار روکش‌دار نیکل

nickelled component

اجزای روکش‌دار نیکل

nickelled trim

تزئینات روکش‌دار نیکل

جملات نمونه

the coins were nickelled to prevent rust.

سکه ها با روکشی از نیکل پوشانده شده بودند تا از زنگ زدگی جلوگیری شود.

she nickelled the edges of the metal for a smoother finish.

او لبه های فلز را با نیکل پوشاند تا سطح صاف تری داشته باشد.

the jewelry was beautifully nickelled for a shiny appearance.

جواهرات به زیبایی با نیکل پوشانده شده بودند تا درخشندگی داشته باشند.

he nickelled the surface to enhance its durability.

او سطح را با نیکل پوشاند تا دوام آن را افزایش دهد.

they decided to nickelled the fixtures in the bathroom.

آنها تصمیم گرفتند اتصالات حمام را با نیکل پوشانند.

the company nickelled the parts to improve corrosion resistance.

شرکت قطعات را با نیکل پوشاند تا مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.

he was impressed by the nickelled finish on the bike.

او تحت تأثیر پوشش نیکلی دوچرخه قرار گرفت.

the nickelled handle gave the door a modern look.

دسته نیکلی به درب ظاهری مدرن بخشید.

they chose nickelled accents for their home decor.

آنها تزئینات نیکلی را برای دکوراسیون منزل خود انتخاب کردند.

nickelled components are often used in high-end electronics.

قطعات نیکلی اغلب در قطعات الکترونیکی با کیفیت بالا استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید