nicknaming

[ایالات متحده]/ˈnɪkneɪm/
[بریتانیا]/ˈnɪkneɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مستعار، نام آشنا

جملات نمونه

The nickname stuck to her.

لقبی به او چسبیده بود.

Rob is a nickname of Robert.

راب یک نام مستعار برای رابرت است.

an area nicknamed Sniper's Alley.

منطقه‌ای با نام مستعار Sniper's Alley.

The nickname of "supreme gundog" is well earned.

لقب "گوندوگ برتر" به خوبی به دست آمده است.

Why do you fasten such a nickname on her?

چرا چنین لقبی به او می‌چسبانید؟

The other children taunted him with nicknames.

بچه های دیگر با نام مستعار او را مسخره می کردند.

acquittal earned him the nickname ‘the Teflon Don’.

رهایی او باعث شد که با لقب «دون تفلون» شناخته شود.

Nicknames: Number One, Automan, Flying Man, etc.

نام‌های مستعار: شماره یک، اتومان، مرد پرنده و غیره.

The teacher was aptly nicknamed Chaplin by his students because of his moustachio.

معلم به دلیل سبیلش به درستی با نام مستعار چپلین توسط شاگردانش نامیده می‌شد.

Some Austrians, ungratefully, nicknamed it the “Looter's memorial” or the “Unknown rapist”.

برخی از اتریشی ها، نا سپاسانه، آن را "یادبود غارتگر" یا "خون آشامی ناشناس" نامیدند.

On the other hand some of them seemed to be on good terms with the guards, called them by nicknames, and tried to wheedle cigarettes through the spyhole in the door.

از طرف دیگر، به نظر می رسید که برخی از آنها با نگهبانان در ارتباط خوبی هستند، آنها را با نام مستعار صدا می کردند و سعی می کردند از طریق چشمی در در سیگار بگیرند.

The replacement for the Dauntless was the Curtiss SB2C Helldiver, a much larger aircraft but with a much less desirable nickname, "Son of a ***, 2nd Class".

جایگزین برای Dauntless هواپیمای Curtiss SB2C Helldiver بود، که هواپیمای بسیار بزرگتری بود اما نام مستعاری بسیار کمتر مطلوب داشت، "Son of a ***, 2nd Class".

He learned to bet on stoopball, paddleball, and checkers, which he played with other local kids, and with adults who went by nicknames such as Bitter Irving, Bookie, and Nervous Phil.

او یاد گرفت که روی توپ‌های خمیده، توپ‌های دست و شطرنج شرط بندی کند، که با بچه‌های محلی دیگر و با بزرگسالانی که نام مستعاری مانند ایوینگ تلخ، شرط‌بند و فیلی عصبی داشتند بازی می‌کرد.

" This nickname comes from the fact that an important part of railfan activities is visiting railways and train stations to spot trains _(4)_.

" این نام مستعار از این واقعیت ناشی می شود که بخش مهمی از فعالیت های راه آهن بازدید از راه آهن و ایستگاه های قطار برای شناسایی قطارها _(4)_ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید