nictitate

[ایالات متحده]/ˈnɪktɪteɪt/
[بریتانیا]/ˈnɪk.tɪˌteɪt/

ترجمه

vi. پلک زدن یا چشمک زدن؛ به سرعت چشم‌ها را بسته و باز کردن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردnictitates
صفت یا فعل حال استمراریnictitating
زمان گذشتهnictitated
قسمت سوم فعلnictitated

عبارات و ترکیب‌ها

nictitate reflex

رفلکس پلک زدن

nictitate response

پاسخ پلک زدن

nictitate action

عمل پلک زدن

nictitate mechanism

مکانیسم پلک زدن

nictitate behavior

رفتار پلک زدن

nictitate signal

سیگنال پلک زدن

nictitate control

کنترل پلک زدن

nictitate muscle

عضله پلک زدن

nictitate function

عملکرد پلک زدن

nictitate rate

نرخ پلک زدن

جملات نمونه

birds nictitate to keep their eyes moist.

پرندگان برای مرطوب نگه داشتن چشمانشان پلک می‌زنند.

the cat began to nictitate as it watched the butterfly.

گربه شروع به پلک زدن کرد در حالی که پروانه را تماشا می‌کرد.

during the lecture, i noticed he would nictitate frequently.

در طول سخنرانی، متوجه شدم که او اغلب پلک می‌زد.

some reptiles nictitate to protect their eyes from sand.

برخی از خزندگان برای محافظت از چشمان خود در برابر شن و ماسه پلک می‌زنند.

when tired, people often nictitate more than usual.

وقتی خسته هستند، مردم اغلب بیشتر از حد معمول پلک می‌زنند.

he had to nictitate several times to clear his vision.

او مجبور شد چندین بار پلک بزند تا دید خود را واضح کند.

in bright light, our eyes may nictitate to adjust.

در نور شدید، ممکن است چشمان ما برای تنظیم نور پلک بزنند.

it's normal for dogs to nictitate when they are relaxed.

برای سگ‌ها طبیعی است که وقتی آرام هستند پلک بزنند.

some fish nictitate to communicate with each other.

برخی از ماهی‌ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر پلک می‌زنند.

she had to nictitate away the dust from her eyes.

او مجبور شد گرد و غبار را از چشمان خود پاک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید