| شکل سوم شخص مفرد | nictitates |
| صفت یا فعل حال استمراری | nictitating |
| زمان گذشته | nictitated |
| قسمت سوم فعل | nictitated |
nictitate reflex
رفلکس پلک زدن
nictitate response
پاسخ پلک زدن
nictitate action
عمل پلک زدن
nictitate mechanism
مکانیسم پلک زدن
nictitate behavior
رفتار پلک زدن
nictitate signal
سیگنال پلک زدن
nictitate control
کنترل پلک زدن
nictitate muscle
عضله پلک زدن
nictitate function
عملکرد پلک زدن
nictitate rate
نرخ پلک زدن
birds nictitate to keep their eyes moist.
پرندگان برای مرطوب نگه داشتن چشمانشان پلک میزنند.
the cat began to nictitate as it watched the butterfly.
گربه شروع به پلک زدن کرد در حالی که پروانه را تماشا میکرد.
during the lecture, i noticed he would nictitate frequently.
در طول سخنرانی، متوجه شدم که او اغلب پلک میزد.
some reptiles nictitate to protect their eyes from sand.
برخی از خزندگان برای محافظت از چشمان خود در برابر شن و ماسه پلک میزنند.
when tired, people often nictitate more than usual.
وقتی خسته هستند، مردم اغلب بیشتر از حد معمول پلک میزنند.
he had to nictitate several times to clear his vision.
او مجبور شد چندین بار پلک بزند تا دید خود را واضح کند.
in bright light, our eyes may nictitate to adjust.
در نور شدید، ممکن است چشمان ما برای تنظیم نور پلک بزنند.
it's normal for dogs to nictitate when they are relaxed.
برای سگها طبیعی است که وقتی آرام هستند پلک بزنند.
some fish nictitate to communicate with each other.
برخی از ماهیها برای برقراری ارتباط با یکدیگر پلک میزنند.
she had to nictitate away the dust from her eyes.
او مجبور شد گرد و غبار را از چشمان خود پاک کند.
nictitate reflex
رفلکس پلک زدن
nictitate response
پاسخ پلک زدن
nictitate action
عمل پلک زدن
nictitate mechanism
مکانیسم پلک زدن
nictitate behavior
رفتار پلک زدن
nictitate signal
سیگنال پلک زدن
nictitate control
کنترل پلک زدن
nictitate muscle
عضله پلک زدن
nictitate function
عملکرد پلک زدن
nictitate rate
نرخ پلک زدن
birds nictitate to keep their eyes moist.
پرندگان برای مرطوب نگه داشتن چشمانشان پلک میزنند.
the cat began to nictitate as it watched the butterfly.
گربه شروع به پلک زدن کرد در حالی که پروانه را تماشا میکرد.
during the lecture, i noticed he would nictitate frequently.
در طول سخنرانی، متوجه شدم که او اغلب پلک میزد.
some reptiles nictitate to protect their eyes from sand.
برخی از خزندگان برای محافظت از چشمان خود در برابر شن و ماسه پلک میزنند.
when tired, people often nictitate more than usual.
وقتی خسته هستند، مردم اغلب بیشتر از حد معمول پلک میزنند.
he had to nictitate several times to clear his vision.
او مجبور شد چندین بار پلک بزند تا دید خود را واضح کند.
in bright light, our eyes may nictitate to adjust.
در نور شدید، ممکن است چشمان ما برای تنظیم نور پلک بزنند.
it's normal for dogs to nictitate when they are relaxed.
برای سگها طبیعی است که وقتی آرام هستند پلک بزنند.
some fish nictitate to communicate with each other.
برخی از ماهیها برای برقراری ارتباط با یکدیگر پلک میزنند.
she had to nictitate away the dust from her eyes.
او مجبور شد گرد و غبار را از چشمان خود پاک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید