nictitated

[ایالات متحده]/'nɪktɪteɪtɪd/
[بریتانیا]/'nɪktɪteɪtɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته nictitate

عبارات و ترکیب‌ها

nictitated reflex

رفلکس پلک زدن

nictitated response

پاسخ پلک زدن

nictitated eyelids

پلک های پلک زدن

nictitated action

عمل پلک زدن

nictitated movement

حرکت پلک زدن

nictitated blink

چشمک پلک زدن

nictitated gaze

نگاه پلک زدن

nictitated signal

سیگنال پلک زدن

nictitated eye

چشم پلک زدن

nictitated reaction

واکنش پلک زدن

جملات نمونه

the owl nictitated slowly as it adjusted to the light.

بُوف بزرگ به آرامی چشمک زد زیرا با نور تطبیق کرد.

she nictitated in surprise when she saw the unexpected visitor.

او با دیدن مهمان غیرمنتظره، با تعجب چشمک زد.

as he spoke, she nictitated to show her understanding.

همانطور که صحبت می کرد، او برای نشان دادن درک خود چشمک زد.

the baby nictitated while trying to focus on the toy.

نوزاد در حالی که سعی می کرد روی اسباب بازی تمرکز کند، چشمک زد.

he nictitated frequently due to the bright sunlight.

او به دلیل نور خورشید شدید، اغلب چشمک می زد.

during the presentation, she nictitated nervously.

در طول ارائه، او به طرز عصبی چشمک زد.

the cat nictitated as it relaxed in the sun.

گربه در حالی که در آفتاب استراحت می کرد، چشمک زد.

he nictitated to clear his vision after waking up.

او برای پاک کردن دید خود بعد از بیدار شدن، چشمک زد.

she nictitated in disbelief at the shocking news.

او با ناباوری به خبر شوک آور، چشمک زد.

the bird nictitated as it preened its feathers.

پرنده در حالی که پرهای خود را مرتب می کرد، چشمک زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید