niggles

[ایالات متحده]/ˈnɪɡl̩z/
[بریتانیا]/ˈnɪɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگران مسائل کوچک بودن؛ جزئیات را زیر ذره‌بین بردن؛ به‌طور مداوم آزار دادن یا اذیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

little niggles

اشکالات کوچک

niggles away

رفع اشکالات

niggles at

اشکالات در مورد

niggles in

اشکالات در

niggles about

اشکالات درباره

niggles of

اشکالات از

persistent niggles

اشکالات مداوم

niggles and

اشکالات و

niggles to

اشکالات به

جملات نمونه

she had a few niggles about the project timeline.

او چند مورد ناراحتی در مورد جدول زمانی پروژه داشت.

despite the niggles, the team delivered a great presentation.

با وجود ناراحتی‌ها، تیم یک ارائه عالی ارائه داد.

he often experiences niggles in his back after long hours of work.

او اغلب بعد از ساعت‌های طولانی کار، ناراحتی در ناحیه کمر خود تجربه می‌کند.

there were some niggles in the software that needed fixing.

برخی از مشکلات جزئی در نرم افزار وجود داشت که نیاز به رفع داشت.

she tried to ignore the niggles in her mind about the decision.

او سعی کرد ناراحتی‌های ذهنی خود در مورد تصمیم را نادیده بگیرد.

his niggles about the food were hard to ignore.

ناراحتی‌های او در مورد غذا سخت بود که نادیده گرفته شود.

the niggles in their relationship needed to be addressed.

مشکلات جزئی در رابطه آنها نیاز به رسیدگی داشت.

she voiced her niggles during the team meeting.

او ناراحتی‌های خود را در جلسه تیم مطرح کرد.

there are always niggles when starting a new job.

همیشه مشکلاتی وجود دارد که هنگام شروع یک شغل جدید وجود دارد.

the niggles from the past still lingered in his mind.

ناراحتی‌های گذشته هنوز در ذهنش باقی مانده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید