little niggles
اشکالات کوچک
niggles away
رفع اشکالات
niggles at
اشکالات در مورد
niggles in
اشکالات در
niggles about
اشکالات درباره
niggles of
اشکالات از
persistent niggles
اشکالات مداوم
niggles and
اشکالات و
niggles to
اشکالات به
she had a few niggles about the project timeline.
او چند مورد ناراحتی در مورد جدول زمانی پروژه داشت.
despite the niggles, the team delivered a great presentation.
با وجود ناراحتیها، تیم یک ارائه عالی ارائه داد.
he often experiences niggles in his back after long hours of work.
او اغلب بعد از ساعتهای طولانی کار، ناراحتی در ناحیه کمر خود تجربه میکند.
there were some niggles in the software that needed fixing.
برخی از مشکلات جزئی در نرم افزار وجود داشت که نیاز به رفع داشت.
she tried to ignore the niggles in her mind about the decision.
او سعی کرد ناراحتیهای ذهنی خود در مورد تصمیم را نادیده بگیرد.
his niggles about the food were hard to ignore.
ناراحتیهای او در مورد غذا سخت بود که نادیده گرفته شود.
the niggles in their relationship needed to be addressed.
مشکلات جزئی در رابطه آنها نیاز به رسیدگی داشت.
she voiced her niggles during the team meeting.
او ناراحتیهای خود را در جلسه تیم مطرح کرد.
there are always niggles when starting a new job.
همیشه مشکلاتی وجود دارد که هنگام شروع یک شغل جدید وجود دارد.
the niggles from the past still lingered in his mind.
ناراحتیهای گذشته هنوز در ذهنش باقی مانده بود.
little niggles
اشکالات کوچک
niggles away
رفع اشکالات
niggles at
اشکالات در مورد
niggles in
اشکالات در
niggles about
اشکالات درباره
niggles of
اشکالات از
persistent niggles
اشکالات مداوم
niggles and
اشکالات و
niggles to
اشکالات به
she had a few niggles about the project timeline.
او چند مورد ناراحتی در مورد جدول زمانی پروژه داشت.
despite the niggles, the team delivered a great presentation.
با وجود ناراحتیها، تیم یک ارائه عالی ارائه داد.
he often experiences niggles in his back after long hours of work.
او اغلب بعد از ساعتهای طولانی کار، ناراحتی در ناحیه کمر خود تجربه میکند.
there were some niggles in the software that needed fixing.
برخی از مشکلات جزئی در نرم افزار وجود داشت که نیاز به رفع داشت.
she tried to ignore the niggles in her mind about the decision.
او سعی کرد ناراحتیهای ذهنی خود در مورد تصمیم را نادیده بگیرد.
his niggles about the food were hard to ignore.
ناراحتیهای او در مورد غذا سخت بود که نادیده گرفته شود.
the niggles in their relationship needed to be addressed.
مشکلات جزئی در رابطه آنها نیاز به رسیدگی داشت.
she voiced her niggles during the team meeting.
او ناراحتیهای خود را در جلسه تیم مطرح کرد.
there are always niggles when starting a new job.
همیشه مشکلاتی وجود دارد که هنگام شروع یک شغل جدید وجود دارد.
the niggles from the past still lingered in his mind.
ناراحتیهای گذشته هنوز در ذهنش باقی مانده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید