ninepences

[ایالات متحده]/ˈnaɪnˌpɛnsɪz/
[بریتانیا]/ˈnaɪnˌpɛnsɪz/

ترجمه

n. سکه‌ای به ارزش نه پنس؛ جمع نه‌پنس

عبارات و ترکیب‌ها

counting ninepences

شمارش نه پنس

saving ninepences

ذخیره کردن نه پنس

spending ninepences

هزینه کردن نه پنس

finding ninepences

پیدا کردن نه پنس

collecting ninepences

جمع آوری نه پنس

losing ninepences

از دست دادن نه پنس

trading ninepences

معامله کردن نه پنس

using ninepences

استفاده کردن از نه پنس

earning ninepences

بدست آوردن نه پنس

borrowing ninepences

قرض گرفتن نه پنس

جملات نمونه

she found a few ninepences in her old coat pocket.

او چند سکه نه پنی را در جیب پالتوی قدیمی‌اش پیدا کرد.

he saved all his ninepences to buy a new toy.

او تمام سکه‌های نه پنی خود را برای خرید یک اسباب‌بازی جدید پس انداز کرد.

they exchanged ninepences for a cup of tea.

آنها سکه‌های نه پنی را با یک فنجان چای عوض کردند.

in the old days, ninepences were common currency.

در روزهای قدیم، سکه‌های نه پنی ارز رایج بودند.

she spent her last ninepence on a sweet treat.

او آخرین سکه نه پنی خود را برای یک خوراکی شیرین خرج کرد.

finding a ninepence on the street felt like a lucky sign.

پیدا کردن یک سکه نه پنی در خیابان حس شانس خوبی بود.

he reminisced about the days when ninepences were worth more.

او به روزهایی که سکه‌های نه پنی ارزش بیشتری داشتند فکر کرد.

she collected ninepences as a hobby.

او جمع‌آوری سکه‌های نه پنی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

they used ninepences to play games at the fair.

آنها از سکه‌های نه پنی برای بازی در سرگرمی استفاده می‌کردند.

he remembered how ninepences could buy a loaf of bread.

او به یاد داشت که چگونه می‌توانستند با سکه‌های نه پنی یک قرص نان بخرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید