nippled chin
چانهای با نوک
nippled surface
سطحی با نوک
nippled edge
حاشیهای با نوک
nippled area
منطقهای با نوک
nippled base
پایهای با نوک
nippled rim
حاشیهای با نوک
nippled flange
پیچهای نوکدار
nippled top
بالای نوکدار
nippled joint
مفصل نوکدار
nippled design
طراحی نوکدار
the market nipped at $100, but failed to break through.
بازار به 100 دلار نزدیک شد، اما نتوانست این سطح را شکسته و عبور کند.
the cold wind nipped at my cheeks, making them red.
باد سرد به گونههای من زد و آنها را قرمز کرد.
the project nipped in the bud before it could become a problem.
پروژه قبل از اینکه مشکلی ایجاد کند، در جذورش خورده شد.
the new regulations nipped any chance of expansion for the company.
قوانین جدید هر احتمالی برای گسترش شرکت را خورد.
the competition nipped at our heels, threatening to overtake us.
رقیب به پاچههای ما زد و تهدید کرد که ما را بیشتر کند.
the idea nipped into my head while i was walking the dog.
ایدهای در ذهن من پیدا شد وقتی که من با سگ خود پیاده روی میکردم.
the frost nipped the tender shoots of the plants.
بخار یخ زد روی رشدهای نرم گیاهان.
the stock price nipped back above $50 after a volatile day.
پس از یک روز پر از نوسانات، قیمت سهم دوباره بالای 50 دلار رفت.
the reporter nipped in to ask a quick question.
گزارشگر وارد شد تا یک سوال سریع بپرسد.
the team nipped ahead in the final minutes of the game.
تیم در دقیقههای پایانی بازی جلوتر رفت.
the cold air nipped at exposed skin, causing discomfort.
هوای سرد به پوست نمایش داده شده زد و ناراحتی ایجاد کرد.
nippled chin
چانهای با نوک
nippled surface
سطحی با نوک
nippled edge
حاشیهای با نوک
nippled area
منطقهای با نوک
nippled base
پایهای با نوک
nippled rim
حاشیهای با نوک
nippled flange
پیچهای نوکدار
nippled top
بالای نوکدار
nippled joint
مفصل نوکدار
nippled design
طراحی نوکدار
the market nipped at $100, but failed to break through.
بازار به 100 دلار نزدیک شد، اما نتوانست این سطح را شکسته و عبور کند.
the cold wind nipped at my cheeks, making them red.
باد سرد به گونههای من زد و آنها را قرمز کرد.
the project nipped in the bud before it could become a problem.
پروژه قبل از اینکه مشکلی ایجاد کند، در جذورش خورده شد.
the new regulations nipped any chance of expansion for the company.
قوانین جدید هر احتمالی برای گسترش شرکت را خورد.
the competition nipped at our heels, threatening to overtake us.
رقیب به پاچههای ما زد و تهدید کرد که ما را بیشتر کند.
the idea nipped into my head while i was walking the dog.
ایدهای در ذهن من پیدا شد وقتی که من با سگ خود پیاده روی میکردم.
the frost nipped the tender shoots of the plants.
بخار یخ زد روی رشدهای نرم گیاهان.
the stock price nipped back above $50 after a volatile day.
پس از یک روز پر از نوسانات، قیمت سهم دوباره بالای 50 دلار رفت.
the reporter nipped in to ask a quick question.
گزارشگر وارد شد تا یک سوال سریع بپرسد.
the team nipped ahead in the final minutes of the game.
تیم در دقیقههای پایانی بازی جلوتر رفت.
the cold air nipped at exposed skin, causing discomfort.
هوای سرد به پوست نمایش داده شده زد و ناراحتی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید