nippled

[ایالات متحده]/[ˈnɪp.əld]/
[بریتانیا]/[ˈnɪp.əld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چهارچوب‌های شکمی.
vbl. حالت گذشته مفعولی از چهارچوب‌های شکمی.
v. شکل دادن یا تغییر شکل دادن به چهارچوب‌های شکمی.

عبارات و ترکیب‌ها

nippled chin

چانه‌ای با نوک

nippled surface

سطحی با نوک

nippled edge

حاشیه‌ای با نوک

nippled area

منطقه‌ای با نوک

nippled base

پایه‌ای با نوک

nippled rim

حاشیه‌ای با نوک

nippled flange

پیچ‌های نوک‌دار

nippled top

بالای نوک‌دار

nippled joint

مفصل نوک‌دار

nippled design

طراحی نوک‌دار

جملات نمونه

the market nipped at $100, but failed to break through.

بازار به 100 دلار نزدیک شد، اما نتوانست این سطح را شکسته و عبور کند.

the cold wind nipped at my cheeks, making them red.

باد سرد به گونه‌های من زد و آن‌ها را قرمز کرد.

the project nipped in the bud before it could become a problem.

پروژه قبل از اینکه مشکلی ایجاد کند، در جذورش خورده شد.

the new regulations nipped any chance of expansion for the company.

قوانین جدید هر احتمالی برای گسترش شرکت را خورد.

the competition nipped at our heels, threatening to overtake us.

رقیب به پاچه‌های ما زد و تهدید کرد که ما را بیشتر کند.

the idea nipped into my head while i was walking the dog.

ایده‌ای در ذهن من پیدا شد وقتی که من با سگ خود پیاده روی می‌کردم.

the frost nipped the tender shoots of the plants.

بخار یخ زد روی رشد‌های نرم گیاهان.

the stock price nipped back above $50 after a volatile day.

پس از یک روز پر از نوسانات، قیمت سهم دوباره بالای 50 دلار رفت.

the reporter nipped in to ask a quick question.

گزارشگر وارد شد تا یک سوال سریع بپرسد.

the team nipped ahead in the final minutes of the game.

تیم در دقیقه‌های پایانی بازی جلوتر رفت.

the cold air nipped at exposed skin, causing discomfort.

هوای سرد به پوست نمایش داده شده زد و ناراحتی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید