avoid nitpickers
اجتناب از منتقدان ریزهکار
nitpickers unite!
اتحاد منتقدان ریزهکار!
dealing with nitpickers
رسیدگی به منتقدان ریزهکار
fear the nitpickers
ترسیدن از منتقدان ریزهکار
become nitpickers
تبدیل شدن به منتقدان ریزهکار
those nitpickers
آن منتقدان ریزهکار
angry nitpickers
منتقدان ریزهکار عصبانی
typical nitpickers
منتقدان ریزهکار معمول
calling nitpickers
تماس با منتقدان ریزهکار
satisfying nitpickers
رضایت دادن منتقدان ریزهکار
the project team had to deal with constant nitpickers pointing out minor flaws.
گروه پروژه مجبور بود با منتقدان دائمی که به نقصهای جزئی اشاره میکردند، مقابله کند.
we tried to ignore the nitpickers and focus on the bigger picture.
ما سعی کردیم منتقدان را نادیده بگیریم و بر تصویر بزرگتر تمرکز کنیم.
he's a notorious nitpicker, always finding fault with even the smallest details.
او یک منتقد مشهور است، همیشه ایراد میگیرد حتی از کوچکترین جزئیات.
the nitpickers in the comments section were relentless in their criticism.
منتقدان در بخش نظرات در انتقادات خود بیرحمانه بودند.
avoid becoming a nitpicker; constructive feedback is more valuable.
از تبدیل شدن به یک منتقد خودداری کنید؛ بازخورد سازنده ارزشمندتر است.
the client's nitpickers delayed the project timeline significantly.
منتقدان مشتری، جدول زمانی پروژه را به طور قابل توجهی به تأخیر انداختند.
we needed to filter out the nitpickers and listen to the experts.
ما نیاز داشتیم منتقدان را فیلتر کنیم و به متخصصان گوش فرا دهیم.
don't let the nitpickers discourage you from pursuing your goals.
نگذارید منتقدان شما را از دستیابی به اهداف خود منصرف کنند.
the team learned to manage the nitpickers effectively during the presentation.
تیم یاد گرفت که منتقدان را به طور مؤثر در طول ارائه مدیریت کند.
she's not a nitpicker, just someone who pays close attention to detail.
او یک منتقد نیست، فقط کسی است که به جزئیات توجه زیادی دارد.
we received feedback from nitpickers and constructive critics alike.
ما بازخورد را از منتقدان و منتقدان سازنده دریافت کردیم.
avoid nitpickers
اجتناب از منتقدان ریزهکار
nitpickers unite!
اتحاد منتقدان ریزهکار!
dealing with nitpickers
رسیدگی به منتقدان ریزهکار
fear the nitpickers
ترسیدن از منتقدان ریزهکار
become nitpickers
تبدیل شدن به منتقدان ریزهکار
those nitpickers
آن منتقدان ریزهکار
angry nitpickers
منتقدان ریزهکار عصبانی
typical nitpickers
منتقدان ریزهکار معمول
calling nitpickers
تماس با منتقدان ریزهکار
satisfying nitpickers
رضایت دادن منتقدان ریزهکار
the project team had to deal with constant nitpickers pointing out minor flaws.
گروه پروژه مجبور بود با منتقدان دائمی که به نقصهای جزئی اشاره میکردند، مقابله کند.
we tried to ignore the nitpickers and focus on the bigger picture.
ما سعی کردیم منتقدان را نادیده بگیریم و بر تصویر بزرگتر تمرکز کنیم.
he's a notorious nitpicker, always finding fault with even the smallest details.
او یک منتقد مشهور است، همیشه ایراد میگیرد حتی از کوچکترین جزئیات.
the nitpickers in the comments section were relentless in their criticism.
منتقدان در بخش نظرات در انتقادات خود بیرحمانه بودند.
avoid becoming a nitpicker; constructive feedback is more valuable.
از تبدیل شدن به یک منتقد خودداری کنید؛ بازخورد سازنده ارزشمندتر است.
the client's nitpickers delayed the project timeline significantly.
منتقدان مشتری، جدول زمانی پروژه را به طور قابل توجهی به تأخیر انداختند.
we needed to filter out the nitpickers and listen to the experts.
ما نیاز داشتیم منتقدان را فیلتر کنیم و به متخصصان گوش فرا دهیم.
don't let the nitpickers discourage you from pursuing your goals.
نگذارید منتقدان شما را از دستیابی به اهداف خود منصرف کنند.
the team learned to manage the nitpickers effectively during the presentation.
تیم یاد گرفت که منتقدان را به طور مؤثر در طول ارائه مدیریت کند.
she's not a nitpicker, just someone who pays close attention to detail.
او یک منتقد نیست، فقط کسی است که به جزئیات توجه زیادی دارد.
we received feedback from nitpickers and constructive critics alike.
ما بازخورد را از منتقدان و منتقدان سازنده دریافت کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید