noblesse

[ایالات متحده]/nəʊˈblɛs/
[بریتانیا]/noʊˈblɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشراف; طبقه اشراف; زادگاه بلند; اشرافیت
Word Forms
جمعnoblesses

عبارات و ترکیب‌ها

noblesse oblige

وظیفه اشراف

noblesse d'epée

اشراف شمشیر

noblesse de robe

اشراف لباس

noblesse of blood

اشراف خون

noblesse of heart

اشراف قلب

noblesse of spirit

اشراف روح

noblesse of lineage

اشراف نسب

noblesse of character

اشراف شخصیت

noblesse and virtue

اشراف و فضیلت

جملات نمونه

she comes from a family of great noblesse.

او از خانواده‌ای با نجابت و بزرگی فراوان است.

the noblesse of the region often held grand gatherings.

نجابت منطقه اغلب میزبان گردهمایی‌های بزرگ بود.

his actions reflect a sense of noblesse oblige.

اقدامات او نشان دهنده حس نجابت و تعهد است.

many believe that noblesse should come with responsibility.

بسیاری معتقدند که نجابت باید با مسئولیت همراه باشد.

the painting depicted the lifestyle of the noblesse.

نقاشی، سبک زندگی اشراف را به تصویر می‌کشید.

she has a noblesse that commands respect.

او نجابتی دارد که احترام را برمی‌انگیزد.

noblesse often played a significant role in politics.

نجابت اغلب نقش مهمی در سیاست ایفا می‌کرد.

the ball was attended by the local noblesse.

رقص محلی مورد استقبال اشراف بود.

the concept of noblesse is deeply rooted in history.

مفهوم نجابت عمیقاً در تاریخ ریشه دارد.

he spoke with the noblesse of a true gentleman.

او با نجابت یک جنتلمن واقعی صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید