act nobly
عمل با بزرگواری
nobly born
با اصالت و بزرگی متولد شده
nobly sacrifice
فداکاری با بزرگواری
act nobly, speak purely, and think charitably.
با بزرگی رفتار کن، با صفا صحبت کن و با نیکخواهی فکر کن.
He acted nobly in the face of danger.
او با بزرگی در برابر خطر عمل کرد.
She nobly accepted the challenge and exceeded expectations.
او چالش را با بزرگی پذیرفت و از انتظارات فراتر رفت.
The soldier nobly sacrificed his life for his country.
سرباز جان خود را با بزرگی برای کشورش فدا کرد.
The leader nobly stood up for justice and equality.
رهبر با بزرگی برای عدالت و برابری ایستاد.
The philanthropist nobly donated a large sum of money to charity.
خیرخواه با بزرگی مبلغ زیادی پول را به خیریه اهدا کرد.
She nobly defended her beliefs against criticism.
او با بزرگی باورهای خود را در برابر انتقادها دفاع کرد.
The teacher nobly guided her students towards success.
معلم با بزرگی دانشآموزان خود را به سمت موفقیت هدایت کرد.
He nobly refused to take credit for someone else's work.
او با بزرگی از تصدیق زحمات دیگران امتناع کرد.
The athlete nobly accepted defeat with grace and sportsmanship.
ورزشکار با بزرگی شکست را با وقار و روح ورزشی پذیرفت.
She nobly volunteered to help those in need during the crisis.
او با بزرگی داوطلبانه برای کمک به نیازمندان در زمان بحران شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید