nobs

[ایالات متحده]/nɒbz/
[بریتانیا]/nɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد ثروتمند یا مهم

عبارات و ترکیب‌ها

nobs and ends

سر و ته

nobs on

روشن

nobs off

خاموش

nobs up

بالا

nobs out

بیرون

nobs down

پایین

nobs around

اطراف

nobs for

برای

nobs together

در کنار هم

nobs in

داخل

جملات نمونه

he is one of the nobs in the city.

او یکی از اشراف‌زاده‌های شهر است.

the nobs often gather at exclusive clubs.

اشراف‌زاده‌ها اغلب در کلوب‌های انحصاری گرد هم می‌آیند.

she was raised among the nobs of society.

او در میان اشراف‌زاده‌های جامعه بزرگ شد.

it's not easy to impress the nobs.

فریب دادن اشراف‌زاده‌ها آسان نیست.

the nobs enjoy lavish parties.

اشراف‌زاده‌ها از مهمانی‌های مجلل لذت می‌برند.

his family has always been nobs.

خانواده او همیشه از اشراف‌زاده‌ها بوده است.

they are considered nobs in their community.

آنها در جامعه خود به عنوان اشراف‌زاده شناخته می‌شوند.

many nobs donate to charity.

بسیاری از اشراف‌زاده‌ها به خیریه کمک می‌کنند.

the opinions of the nobs carry weight.

نظرات اشراف‌زاده‌ها اهمیت دارد.

she dressed like the nobs at the gala.

او مانند اشراف‌زاده‌ها در مهمانی لباس پوشیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید