nominatable candidate
نامزد قابل معرفی
nominatable position
موقعیت قابل معرفی
nominatable award
جایزه قابل معرفی
nominatable individual
فرد قابل معرفی
nominatable group
گروه قابل معرفی
nominatable project
پروژه قابل معرفی
nominatable entity
موجودیت قابل معرفی
nominatable team
تیم قابل معرفی
nominatable list
لیست قابل معرفی
nominatable event
رویداد قابل معرفی
she is a highly nominatable candidate for the award.
او یک نامزد بسیار مناسب برای دریافت جایزه است.
only individuals with significant contributions are nominatable.
فقط افرادی که مشارکتهای قابل توجهی داشتهاند، قابل نامزد شدن هستند.
the committee discussed the nominatable projects for the grant.
کمیته پروژههای قابل نامزد شدن را برای دریافت کمک هزینه مورد بحث قرار داد.
he feels honored to be considered a nominatable figure.
او مفتخر است که به عنوان یک چهره قابل نامزد شدن در نظر گرفته شود.
there are many nominatable individuals in our community.
بسیاری از افراد قابل نامزد شدن در جامعه ما وجود دارد.
her achievements make her a nominatable leader.
دستاوردهای او او را به یک رهبر قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.
we need to identify the most nominatable candidates.
ما باید نامزدهای مناسبترین را شناسایی کنیم.
being nominatable is a recognition of hard work.
قابل نامزد شدن نشان دهنده قدردانی از تلاش زیاد است.
the award is open to all nominatable participants.
این جایزه برای همه شرکت کنندگان قابل نامزد شدن باز است.
her innovative ideas make her a nominatable entrepreneur.
ایدههای نوآورانه او او را به یک کارآفرین قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.
nominatable candidate
نامزد قابل معرفی
nominatable position
موقعیت قابل معرفی
nominatable award
جایزه قابل معرفی
nominatable individual
فرد قابل معرفی
nominatable group
گروه قابل معرفی
nominatable project
پروژه قابل معرفی
nominatable entity
موجودیت قابل معرفی
nominatable team
تیم قابل معرفی
nominatable list
لیست قابل معرفی
nominatable event
رویداد قابل معرفی
she is a highly nominatable candidate for the award.
او یک نامزد بسیار مناسب برای دریافت جایزه است.
only individuals with significant contributions are nominatable.
فقط افرادی که مشارکتهای قابل توجهی داشتهاند، قابل نامزد شدن هستند.
the committee discussed the nominatable projects for the grant.
کمیته پروژههای قابل نامزد شدن را برای دریافت کمک هزینه مورد بحث قرار داد.
he feels honored to be considered a nominatable figure.
او مفتخر است که به عنوان یک چهره قابل نامزد شدن در نظر گرفته شود.
there are many nominatable individuals in our community.
بسیاری از افراد قابل نامزد شدن در جامعه ما وجود دارد.
her achievements make her a nominatable leader.
دستاوردهای او او را به یک رهبر قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.
we need to identify the most nominatable candidates.
ما باید نامزدهای مناسبترین را شناسایی کنیم.
being nominatable is a recognition of hard work.
قابل نامزد شدن نشان دهنده قدردانی از تلاش زیاد است.
the award is open to all nominatable participants.
این جایزه برای همه شرکت کنندگان قابل نامزد شدن باز است.
her innovative ideas make her a nominatable entrepreneur.
ایدههای نوآورانه او او را به یک کارآفرین قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید