nominatable

[ایالات متحده]/ˈnɒmɪneɪtəbl/
[بریتانیا]/ˈnɑːmɪneɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل نامزدی

عبارات و ترکیب‌ها

nominatable candidate

نامزد قابل معرفی

nominatable position

موقعیت قابل معرفی

nominatable award

جایزه قابل معرفی

nominatable individual

فرد قابل معرفی

nominatable group

گروه قابل معرفی

nominatable project

پروژه قابل معرفی

nominatable entity

موجودیت قابل معرفی

nominatable team

تیم قابل معرفی

nominatable list

لیست قابل معرفی

nominatable event

رویداد قابل معرفی

جملات نمونه

she is a highly nominatable candidate for the award.

او یک نامزد بسیار مناسب برای دریافت جایزه است.

only individuals with significant contributions are nominatable.

فقط افرادی که مشارکت‌های قابل توجهی داشته‌اند، قابل نامزد شدن هستند.

the committee discussed the nominatable projects for the grant.

کمیته پروژه‌های قابل نامزد شدن را برای دریافت کمک هزینه مورد بحث قرار داد.

he feels honored to be considered a nominatable figure.

او مفتخر است که به عنوان یک چهره قابل نامزد شدن در نظر گرفته شود.

there are many nominatable individuals in our community.

بسیاری از افراد قابل نامزد شدن در جامعه ما وجود دارد.

her achievements make her a nominatable leader.

دستاوردهای او او را به یک رهبر قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.

we need to identify the most nominatable candidates.

ما باید نامزدهای مناسب‌ترین را شناسایی کنیم.

being nominatable is a recognition of hard work.

قابل نامزد شدن نشان دهنده قدردانی از تلاش زیاد است.

the award is open to all nominatable participants.

این جایزه برای همه شرکت کنندگان قابل نامزد شدن باز است.

her innovative ideas make her a nominatable entrepreneur.

ایده‌های نوآورانه او او را به یک کارآفرین قابل نامزد شدن تبدیل کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید