nominating

[ایالات متحده]/ˈnɒmɪneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɑːməˌneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نامزد کردن کسی به عنوان کاندیدا؛ منصوب کردن؛ انتخاب کردن؛ تعیین کردن (زمان، تاریخ، نام و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

nominating committee

کمیته نامزد

nominating process

فرآیند نامزد

nominating vote

رای نامزد

nominating authority

نهاد نامزد

nominating meeting

جلسه نامزد

nominating panel

هیئت نامزد

nominating procedure

روش نامزد

nominating member

عضو نامزد

nominating candidates

نامزدهای معرفی‌شده

nominating body

نهاد نامزد

جملات نمونه

they are nominating candidates for the upcoming election.

آنها در حال معرفی نامزدها برای انتخابات پیش رو هستند.

the committee is responsible for nominating the award winners.

کمیته مسئول معرفی برندگان جوایز است.

she was honored for nominating her colleague for the promotion.

او برای معرفی همکارش برای ترفیع مورد تقدیر قرار گرفت.

he is nominating himself for the leadership position.

او خود را برای سمت رهبری معرفی می‌کند.

the organization is nominating volunteers for their efforts.

سازمان داوطلبان را برای تلاش‌هایشان معرفی می‌کند.

we are nominating individuals who have made significant contributions.

ما افرادی را که مشارکت‌های قابل توجهی داشته‌اند معرفی می‌کنیم.

she has been actively nominating projects for funding.

او به طور فعال پروژه‌هایی را برای تامین بودجه معرفی کرده است.

the board is nominating new members to enhance diversity.

هیئت‌مدیره اعضای جدید را برای افزایش تنوع معرفی می‌کند.

they are nominating a representative to attend the conference.

آنها نماینده‌ای را برای شرکت در کنفرانس معرفی می‌کنند.

the team is nominating its best player for the mvp award.

تیم بهترین بازیکن خود را برای جایزه mvp معرفی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید