nominating committee
کمیته نامزد
nominating process
فرآیند نامزد
nominating vote
رای نامزد
nominating authority
نهاد نامزد
nominating meeting
جلسه نامزد
nominating panel
هیئت نامزد
nominating procedure
روش نامزد
nominating member
عضو نامزد
nominating candidates
نامزدهای معرفیشده
nominating body
نهاد نامزد
they are nominating candidates for the upcoming election.
آنها در حال معرفی نامزدها برای انتخابات پیش رو هستند.
the committee is responsible for nominating the award winners.
کمیته مسئول معرفی برندگان جوایز است.
she was honored for nominating her colleague for the promotion.
او برای معرفی همکارش برای ترفیع مورد تقدیر قرار گرفت.
he is nominating himself for the leadership position.
او خود را برای سمت رهبری معرفی میکند.
the organization is nominating volunteers for their efforts.
سازمان داوطلبان را برای تلاشهایشان معرفی میکند.
we are nominating individuals who have made significant contributions.
ما افرادی را که مشارکتهای قابل توجهی داشتهاند معرفی میکنیم.
she has been actively nominating projects for funding.
او به طور فعال پروژههایی را برای تامین بودجه معرفی کرده است.
the board is nominating new members to enhance diversity.
هیئتمدیره اعضای جدید را برای افزایش تنوع معرفی میکند.
they are nominating a representative to attend the conference.
آنها نمایندهای را برای شرکت در کنفرانس معرفی میکنند.
the team is nominating its best player for the mvp award.
تیم بهترین بازیکن خود را برای جایزه mvp معرفی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید