nominators

[ایالات متحده]/ˈnɒmɪneɪtə/
[بریتانیا]/ˈnɑːmɪneɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که نامزد می‌کند؛ تعیین‌کننده؛ نامزد کننده مجدد

عبارات و ترکیب‌ها

nominator role

نقش نام‌نویس

nominator criteria

معیارهای نام‌نویسی

nominator process

فرآیند نام‌نویسی

nominator list

لیست نام‌نویسان

nominator agreement

توافق نام‌نویسان

nominator selection

انتخاب نام‌نویس

nominator duties

وظایف نام‌نویس

nominator statement

اظهارات نام‌نویس

nominator feedback

بازخورد نام‌نویس

nominator nomination

نامزادی نام‌نویس

جملات نمونه

the nominator must submit their application by the deadline.

نامزد باید درخواست خود را تا مهلت مقرر ارسال کند.

each nominator can propose up to three candidates.

هر نامزد می‌تواند تا سه نامزد پیشنهاد دهد.

the committee will review the nominator's credentials.

کمیته مدارک و صلاحیت‌های نامزد را بررسی خواهد کرد.

being a nominator comes with great responsibility.

نامزد بودن مسئولیت بزرگی را به همراه دارد.

the nominator's recommendation carries significant weight.

توصیه نامزد اهمیت زیادی دارد.

the nominator is required to provide supporting documents.

از نامزد خواسته می‌شود مدارک پشتیبان را ارائه دهد.

a nominator should be familiar with the candidate's work.

نامزد باید با کار نامزد آشنا باشد.

the nominator's role is crucial in the selection process.

نقش نامزد در فرآیند انتخاب بسیار مهم است.

the nominator will be notified of the decision soon.

به زودی به نامزد در مورد تصمیم اطلاع‌رسانی خواهد شد.

she acted as a nominator for the prestigious award.

او به عنوان نامزد برای جایزه معتبر عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید