non-microwaveable

[ایالات متحده]/[ˈnɒnˌmaɪkrəˌweɪvəbl̩]/
[بریتانیا]/[ˈnɒnˌmaɪkrəˌweɪvəbl̩]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمی‌تواند در مایکروویو گرم شود؛ مناسب استفاده در مایکروویو نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-microwaveable container

ظرف غیر مناسب برای مایکروویو

non-microwaveable dish

صحن غیر مناسب برای مایکروویو

being non-microwaveable

غیر مناسب برای مایکروویو بودن

non-microwaveable packaging

بسته بندی غیر مناسب برای مایکروویو

find non-microwaveable

پیدا کردن غیر مناسب برای مایکروویو

clearly non-microwaveable

به طور واضح غیر مناسب برای مایکروویو

non-microwaveable material

مواد غیر مناسب برای مایکروویو

was non-microwaveable

غیر مناسب برای مایکروویو بود

keep non-microwaveable

حفظ غیر مناسب برای مایکروویو

entirely non-microwaveable

کاملاً غیر مناسب برای مایکروویو

جملات نمونه

the ceramic bowl was beautiful but non-microwaveable, so i couldn't heat my soup in it.

تاسیم فایری بود اما غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود، بنابراین من نمی توانستم گوشت خورشیدم را در آن گرم کنم.

we carefully checked the label to ensure the dish was non-microwaveable before placing it on the table.

ما با دقت برچسب را بررسی کردیم تا مطمئن شویم ظرف غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو است قبل از قرار دادن آن روی میز.

despite being non-microwaveable, the cast iron skillet provided excellent heat distribution for searing.

هر چند غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود، چرخه چدنی گرمای بسیار خوبی برای سرخ کردن ارائه می دهد.

the antique silver platter was stunning, but obviously non-microwaveable and purely decorative.

تاسیم نقره ای قدیمی بسیار زیبایی داشت، اما به وضوح غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود و صرفاً زیبایی بود.

knowing the glass container was non-microwaveable, i used a different one for reheating leftovers.

می دانستم ظرف شیشه ای غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود، بنابراین من یکی دیگر را برای گرم کردن باقی مانده استفاده کردم.

the instructions clearly stated the container was non-microwaveable and should be hand-washed only.

دستورالعمل ها به وضوح بیان می کردند که ظرف غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو است و فقط باید دستی شسته شود.

i preferred using a regular pan instead of trying to microwave something in a non-microwaveable pot.

من به جای تلاش برای حرارت دادن چیزی در ظرف غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو، از یک قابلمه معمولی ترجیح می دهم.

the restaurant’s elegant china was, of course, non-microwaveable, requiring a different approach to warming.

چینی زیبای رستوران، البته غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود و نیاز به رویکردی متفاوت برای گرم کردن داشت.

even though it was non-microwaveable, the stoneware casserole dish retained heat exceptionally well.

هر چند غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود، ظرف گچی سوسیس داغ را به طور بسیار خوبی حفظ می کرد.

we had to use a separate pot because the one we wanted was non-microwaveable.

ما باید از یک قابلمه جداگانه استفاده می کردیم زیرا آنی که می خواستیم غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو بود.

the label warned that the container was non-microwaveable and could shatter if heated.

برچسب هشدار داد که ظرف غیر قابل حرارت دادن در ماکروویو است و اگر گرم شود ممکن است شکنده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید