non-weekend

[US]/[nɒn ˈwiːk.end]/
[UK]/[nɒn ˈwiːk.end]/
Frequency: Very High

Translation

n. یک روز که روزی از هفته به جز روز شنبه یا یکشنبه نیست؛ هر روزی از هفته که روز شنبه یا یکشنبه نیست.
adj. مربوط به یا روی یک روز که روزی از هفته به جز روز شنبه یا یکشنبه نیست.

Phrases & Collocations

non-weekend days

روزهای غیر از روزهای آخر هفته

a non-weekend

یک روز غیر از روزهای آخر هفته

non-weekend hours

ساعت‌های غیر از روزهای آخر هفته

during non-weekend

در طول روزهای غیر از روزهای آخر هفته

non-weekend shift

شیفت غیر از روزهای آخر هفته

working non-weekend

کار کردن در روزهای غیر از روزهای آخر هفته

the non-weekend

روز غیر از روزهای آخر هفته

non-weekend rate

نرخ روزهای غیر از روزهای آخر هفته

avoid non-weekend

پرهیز از روزهای غیر از روزهای آخر هفته

scheduled non-weekend

روزهای غیر از روزهای آخر هفته برنامه‌ریزی شده

Example Sentences

we often have team meetings on non-weekend days to maximize productivity.

ما معمولاً جلسات گروهی را در روزهای غیر انتهای هفته برگزار می‌کنیم تا بهره‌وری را بیشینیم.

the non-weekend rush hour is often just as bad as the weekend one.

ساعت حوالی روزهای غیر انتهای هفته معمولاً به‌هم‌خورده‌ای مشابه ساعت حوالی انتهای هفته دارد.

many employees prefer non-weekend shifts for better work-life balance.

بیشتر کارمندان می‌خواهند کارهای خود را در روزهای غیر انتهای هفته انجام دهند تا تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشند.

the project deadline is fast approaching on a non-weekend.

مهلت پروژه به سرعت در روز غیر انتهای هفته نزدیک می‌شود.

retail sales tend to be lower on non-weekend days compared to saturdays and sundays.

فروش تجاری در روزهای غیر انتهای هفته نسبت به جمعه و شنبه معمولاً کمتر است.

we scheduled the training session for a non-weekend to avoid disrupting weekend plans.

ما جلسه آموزشی را در یک روز غیر انتهای هفته برنامه‌ریزی کردیم تا برنامه‌های انتهای هفته را به هم نزنیم.

the restaurant offers a special lunch menu on non-weekend afternoons.

رستوران در بعدازظهر روزهای غیر انتهای هفته یک منو ویژه ناهار ارائه می‌دهد.

the construction crew will be working on the road on a non-weekend.

تیم ساخت در یک روز غیر انتهای هفته روی جاده کار خواهد کرد.

it's nice to have a break from the weekend routine on a non-weekend.

خوب است که از روال انتهای هفته در یک روز غیر انتهای هفته استراحت کنیم.

the museum is open on non-weekend evenings for special exhibits.

موزه در شب‌های روزهای غیر انتهای هفته برای نمایش‌های ویژه باز است.

we planned a quick business trip on a non-weekend to avoid weekend travel costs.

ما یک سفر کوتاه کسب و کار را در یک روز غیر انتهای هفته برنامه‌ریزی کردیم تا هزینه‌های سفر در انتهای هفته را جلوگیری کنیم.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now