fifties

[ایالات متحده]/ˈfɪtiz/
[بریتانیا]/ˈfɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره 1950; دامنه سنی پنجاه تا پنجاه و نه

عبارات و ترکیب‌ها

in the fifties

در دهه پنجاه

fifties fashion

مد دهه پنجاه

fifties music

موسیقی دهه پنجاه

fifties style

سبک دهه پنجاه

fifties culture

فرهنگ دهه پنجاه

fifties cars

ماشین‌های دهه پنجاه

fifties movies

فیلم‌های دهه پنجاه

fifties rock

راک دهه پنجاه

fifties trends

ترندهای دهه پنجاه

fifties icons

آیکون‌های دهه پنجاه

جملات نمونه

people often reminisce about the music from the fifties.

افراد اغلب به یادآوری موسیقی دهه ۱۹۵۰ می‌افتند.

the fashion trends in the fifties were quite unique.

ترندهای مد در دهه ۱۹۵۰ بسیار خاص بودند.

many classic cars were produced in the fifties.

بسیاری از خودروهای کلاسیک در دهه ۱۹۵۰ تولید شدند.

television became popular in the fifties.

تلویزیون در دهه ۱۹۵۰ محبوب شد.

the fifties were a time of economic growth.

دهه ۱۹۵۰ دوره‌ای از رشد اقتصادی بود.

rock and roll music emerged in the fifties.

موسیقی راک اند رول در دهه ۱۹۵۰ ظهور کرد.

many historical events took place in the fifties.

رویدادهای تاریخی بسیاری در دهه ۱۹۵۰ رخ داد.

people enjoyed drive-in movies in the fifties.

افراد از تماشای فیلم در خودرو در دهه ۱۹۵۰ لذت می‌بردند.

the fifties saw the rise of youth culture.

دهه ۱۹۵۰ شاهد ظهور فرهنگ جوانان بود.

fashion icons of the fifties influenced modern styles.

آیکون‌های مد دهه ۱۹۵۰ بر سبک‌های مدرن تأثیر گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید