nonaggression

[ایالات متحده]/ˌnɒnəˈɡrɛʃən/
[بریتانیا]/ˌnɑːnəˈɡrɛʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصل یا سیاست عدم درگیر شدن در اقدامات تهاجمی

عبارات و ترکیب‌ها

nonaggression pact

پیمان عدم تجاوز

nonaggression treaty

معاهده عدم تجاوز

nonaggression principle

اصل عدم تجاوز

nonaggression agreement

توافق عدم تجاوز

nonaggression policy

سیاست عدم تجاوز

nonaggression stance

موضع عدم تجاوز

nonaggression commitment

تعهد عدم تجاوز

nonaggression strategy

استراتژی عدم تجاوز

nonaggression clause

ماده عدم تجاوز

nonaggression relations

روابط عدم تجاوز

جملات نمونه

the two countries signed a nonaggression pact.

دو کشور پیمان عدم تعرض را امضا کردند.

nonaggression is crucial for maintaining peace.

عدم تعرض برای حفظ صلح بسیار مهم است.

the leaders discussed the importance of nonaggression.

رهبران اهمیت عدم تعرض را مورد بحث قرار دادند.

nonaggression agreements can prevent conflicts.

توافقات عدم تعرض می توانند از بروز درگیری ها جلوگیری کنند.

they emphasized nonaggression during the negotiations.

آنها در طول مذاکرات بر عدم تعرض تاکید کردند.

nonaggression policies help foster international relations.

سیاست های عدم تعرض به تقویت روابط بین المللی کمک می کنند.

the treaty included a clause on nonaggression.

در معاهده بندی در مورد عدم تعرض وجود داشت.

nonaggression can lead to mutual trust between nations.

عدم تعرض می تواند منجر به ایجاد اعتماد متقابل بین ملت ها شود.

they agreed to uphold nonaggression for future generations.

آنها توافق کردند که عدم تعرض را برای نسل های آینده حفظ کنند.

nonaggression is a principle in international law.

عدم تعرض یک اصل در حقوق بین المللی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید