noncompliant behavior
رفتار غیرمجاز
noncompliant actions
اقدامات غیرمجاز
noncompliant products
محصولات غیرمجاز
noncompliant policies
خط مشی های غیرمجاز
noncompliant practices
روش های غیرمجاز
noncompliant systems
سیستم های غیرمجاز
noncompliant vendors
تامین کنندگان غیرمجاز
noncompliant clients
مشتریان غیرمجاز
noncompliant procedures
روش های اجرایی غیرمجاز
noncompliant regulations
مقررات غیرمجاز
the company faced penalties for being noncompliant with safety regulations.
شرکت با مجازاتهایی مواجه شد زیرا با مقررات ایمنی مطابقت نداشت.
noncompliant behavior can lead to serious consequences.
رفتار غیرمجاز میتواند منجر به عواقب جدی شود.
we need to address the noncompliant issues in our project.
ما باید مسائل غیرمجاز را در پروژه خود رسیدگی کنیم.
employees were warned about noncompliant practices in the workplace.
به کارمندان در مورد رفتارهای غیرمجاز در محل کار هشدار داده شد.
the noncompliant product was recalled from the market.
محصول غیرمجاز از بازار جمعآوری شد.
it is crucial to remain compliant and avoid noncompliant actions.
بسیار مهم است که مطابقت را حفظ کنیم و از اقدامات غیرمجاز اجتناب کنیم.
the audit revealed several noncompliant areas in the financial report.
در ممیزی، چندین حوزه غیرمجاز در گزارش مالی مشخص شد.
noncompliant vendors may lose their contracts.
تامینکنندگان غیرمجاز ممکن است قراردادهای خود را از دست بدهند.
training sessions were held to educate staff about noncompliant risks.
برای آموزش کارکنان در مورد خطرات غیرمجاز، جلسات آموزشی برگزار شد.
the organization implemented new policies to reduce noncompliant incidents.
سازمان سیاستهای جدیدی را برای کاهش حوادث غیرمجاز اجرا کرد.
noncompliant behavior
رفتار غیرمجاز
noncompliant actions
اقدامات غیرمجاز
noncompliant products
محصولات غیرمجاز
noncompliant policies
خط مشی های غیرمجاز
noncompliant practices
روش های غیرمجاز
noncompliant systems
سیستم های غیرمجاز
noncompliant vendors
تامین کنندگان غیرمجاز
noncompliant clients
مشتریان غیرمجاز
noncompliant procedures
روش های اجرایی غیرمجاز
noncompliant regulations
مقررات غیرمجاز
the company faced penalties for being noncompliant with safety regulations.
شرکت با مجازاتهایی مواجه شد زیرا با مقررات ایمنی مطابقت نداشت.
noncompliant behavior can lead to serious consequences.
رفتار غیرمجاز میتواند منجر به عواقب جدی شود.
we need to address the noncompliant issues in our project.
ما باید مسائل غیرمجاز را در پروژه خود رسیدگی کنیم.
employees were warned about noncompliant practices in the workplace.
به کارمندان در مورد رفتارهای غیرمجاز در محل کار هشدار داده شد.
the noncompliant product was recalled from the market.
محصول غیرمجاز از بازار جمعآوری شد.
it is crucial to remain compliant and avoid noncompliant actions.
بسیار مهم است که مطابقت را حفظ کنیم و از اقدامات غیرمجاز اجتناب کنیم.
the audit revealed several noncompliant areas in the financial report.
در ممیزی، چندین حوزه غیرمجاز در گزارش مالی مشخص شد.
noncompliant vendors may lose their contracts.
تامینکنندگان غیرمجاز ممکن است قراردادهای خود را از دست بدهند.
training sessions were held to educate staff about noncompliant risks.
برای آموزش کارکنان در مورد خطرات غیرمجاز، جلسات آموزشی برگزار شد.
the organization implemented new policies to reduce noncompliant incidents.
سازمان سیاستهای جدیدی را برای کاهش حوادث غیرمجاز اجرا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید