willful

[ایالات متحده]/ˈwɪlfəl/
[بریتانیا]/ˈwɪlfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمدی یا عمدی؛ سرسخت یا خودرأی

عبارات و ترکیب‌ها

willful behavior

رفتار عمدی

willful ignorance

نادانی عمدی

willful misconduct

رفتار غیراخلاقی عمدی

willful defiance

اعترض عمدی

willful negligence

بی‌احتیاطی عمدی

willful act

عمل عمدی

willful choice

انتخاب عمدی

willful refusal

امتناع عمدی

willful violation

نقض عمدی

willful intent

قصد عمدی

جملات نمونه

his willful behavior often leads to conflicts.

رفتار خودسرانه‌اش اغلب منجر به درگیری می‌شود.

she has a willful disregard for the rules.

او بی‌اعتنایی خودسرانه به قوانین دارد.

despite warnings, he remained willful in his decisions.

با وجود هشدارهای داده شده، او در تصمیمات خود همچنان خودسر بود.

her willful nature makes it hard to compromise.

طبع خودسرانه‌اش باعث می‌شود مصالحه کردن سخت باشد.

they were willful in pursuing their own interests.

آنها در پیگیری منافع خودسرانه بودند.

his willful attitude often frustrates his colleagues.

حرف‌های خودسرانه‌اش اغلب همکارانش را آزار می‌دهد.

she was willful enough to ignore all advice.

او تا آن حد خودسر بود که تمام نصیحت‌ها را نادیده گرفت.

willful ignorance can lead to serious consequences.

نادانی خودسرانه می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

her willful determination helped her achieve success.

عزم خودسرانه‌اش به او کمک کرد تا به موفقیت دست یابد.

he acted with willful intent to disrupt the meeting.

او با قصد خودسرانه برای برهم زدن جلسه عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید