noncreative

[ایالات متحده]/[nɒnˈkriːətɪv]/
[بریتانیا]/[nɒnˈkriːətɪv]/

ترجمه

adj.فاقد خلاقیت؛ غیر اصیل؛ فاقد تصور؛ غیر خلاقانه؛ متعارف.

عبارات و ترکیب‌ها

noncreative solutions

راه حل‌های غیرخلاق

being noncreative

غیرخلاق بودن

noncreative approach

رویکرد غیرخلاق

was noncreative

غیرخلاق بود

seem noncreative

غیرخلاق به نظر می‌رسد

highly noncreative

بسیار غیرخلاق

noncreative ideas

ایده‌های غیرخلاق

find noncreative

یافتن غیرخلاق

avoid being noncreative

از غیرخلاق بودن اجتناب کنید

too noncreative

خیلی غیرخلاق

جملات نمونه

the brief called for innovative ideas, but the team's approach was decidedly noncreative.

این درخواست برای ایده‌های نوآورانه بود، اما رویکرد تیم به شدت غیرخلاقانه بود.

his noncreative writing style made the report incredibly dull to read.

سبک نوشتاری غیرخلاقانه او باعث شد گزارش به طرز باورانگیزی خسته کننده باشد.

we needed a noncreative solution to avoid unnecessary risks in the project.

ما به یک راه حل غیرخلاقانه نیاز داشتیم تا از خطرات غیرضروری در پروژه جلوگیری کنیم.

the marketing campaign lacked a spark; it was a noncreative rehash of old ideas.

کمپین بازاریابی هیچ جرقه‌ای نداشت؛ یک بازآفرینی غیرخلاقانه از ایده‌های قدیمی بود.

the manager preferred a noncreative, tried-and-true method over experimentation.

مدیر ترجیح می داد به جای آزمایش، از یک روش غیرخلاقانه، امتحان شده و اثبات شده استفاده کند.

the design proposal was deemed noncreative and ultimately rejected by the committee.

پیشنهاد طراحی غیرخلاق تشخیص داده شد و در نهایت توسط کمیته رد شد.

we were looking for a noncreative approach to data analysis, focusing on established techniques.

ما به دنبال یک رویکرد غیرخلاقانه برای تجزیه و تحلیل داده ها بودیم و بر روی تکنیک های اثبات شده تمرکز داشتیم.

the student's noncreative essay demonstrated a lack of original thought.

مقاله غیرخلاقانه دانشجو نشان دهنده فقدان تفکر خلاق بود.

the company's noncreative advertising campaign failed to attract new customers.

کمپین تبلیغاتی غیرخلاقانه شرکت نتوانست مشتریان جدیدی را جذب کند.

the project required a noncreative, straightforward approach to meet the deadline.

برای رسیدن به مهلت مقرر، پروژه به یک رویکرد غیرخلاقانه و مستقیم نیاز داشت.

despite encouragement, his work remained stubbornly noncreative.

با وجود تشویق، کار او به طور سرسختانه غیرخلاقانه باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید