noncritical

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈkrɪtɪkəl/
[بریتانیا]/ˌnɑnˈkrɪtɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیراهمیت؛ غیرضروری؛ غیرفوری؛ نیاز به توجه فوری ندارد؛ در حالت بحرانی یا حد نیست؛ در آستانه نیست؛ انتقاد نمی‌کند؛ بدون انتقاد

عبارات و ترکیب‌ها

noncritical issue

مشکل غیربحری

noncritical errors

خطاهاي غیربحری

noncritical update

بروزرسانی غیربحری

noncritical tasks

وظایف غیربحری

noncritical condition

وضعیت غیربحری

noncritical bug

نکته غیربحری

noncritical changes

تغییرات غیربحری

noncritical problem

مشکل غیربحری

noncritical failure

نیروی غیربحری

noncritical risk

خطر غیربحری

جملات نمونه

the doctor noted a noncritical condition and discharged the patient with basic instructions.

پزشک وضعیت غیربحرانی را یادداشت کرد و بیمار را با دستورات پایه از بیمارستان رها کرد.

we postponed the noncritical update to focus on the security patch.

ما به‌روزرسانی غیربحرانی را به تعویق انداختیم تا روی پچ امنیتی متمرکز شویم.

noncritical tasks can wait until after the deadline is met.

وظایف غیربحرانی می‌توانند تا پس از دستیابی به مهلت انجام شوند.

the team fixed a noncritical bug that only affected a rare setting.

تیم یک باگ غیربحرانی را برطرف کرد که تنها روی یک تنظیم نادر تأثیر گذاشت.

please silence noncritical alerts so the on-call engineer can sleep.

لطفاً هشدارهای غیربحرانی را خاموش کنید تا مهندس نوبakی بتواند بخوابد.

the audit flagged a noncritical issue in our documentation process.

بررسی یک مسئله غیربحرانی در فرآیند مستندسازی ما را نشان داد.

we treated the outage as noncritical because backups were serving traffic.

ما قطعی برق را به‌عنوان غیربحرانی در نظر گرفتیم زیرا پشتیبان‌ها ترافیک را سرویس می‌دادند.

she assigned noncritical work to interns and kept core tasks in-house.

او کارهای غیربحرانی را به دانشجویان دانشگاهی واگذار کرد و وظایف اصلی را در داخل شرکت نگه داشت.

the report highlights noncritical findings that still merit attention.

گزارش یافته‌های غیربحرانی را تأکید می‌کند که هنوز نیاز به توجه دارند.

noncritical systems were shut down to conserve power during the storm.

سیستم‌های غیربحرانی در طول باران غلیظ خاموش شدند تا انرژی صرفه‌جویی شود.

the manager approved a noncritical purchase after verifying the budget.

مدیر یک خرید غیربحرانی را پس از تأیید بودجه تأیید کرد.

our policy allows noncritical changes only during scheduled maintenance windows.

سیاست ما فقط تغییرات غیربحرانی را در پنجره‌های تعمیرات برنامه‌ریزی شده مجاز می‌داند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید