cut the nonessentials
حذف موارد غیرضروری
ignoring nonessentials
نادیده گرفتن موارد غیرضروری
nonessential items
موارد غیرضروری
avoid nonessentials
اجتناب از موارد غیرضروری
eliminate nonessentials
حذف موارد غیرضروری
listing nonessentials
تهیه لیست موارد غیرضروری
removing nonessentials
حذف موارد غیرضروری
just nonessentials
فقط موارد غیرضروری
these nonessentials
این موارد غیرضروری
the store marked the nonessentials on clearance to make room for new inventory.
فروشگاه اقلام غیرضروری را برای ایجاد فضای موجودی جدید با تخفیف مشخص کرد.
we trimmed our packing list, removing all the nonessentials for the trip.
ما لیست بستهبندی خود را کوتاه کردیم و تمام اقلام غیرضروری برای سفر را حذف کردیم.
focusing on the nonessentials won't help you achieve your goals.
تمرکز بر اقلام غیرضروری به شما در دستیابی به اهداف خود کمک نخواهد کرد.
the interior designer helped us identify the nonessentials in the living room.
طراح داخلی به ما کمک کرد تا اقلام غیرضروری را در اتاق نشیمن شناسایی کنیم.
prioritizing the nonessentials can lead to wasted time and resources.
اولویتبندی اقلام غیرضروری میتواند منجر به هدر رفتن زمان و منابع شود.
we decided to sell the nonessentials at a garage sale.
ما تصمیم گرفتیم اقلام غیرضروری را در حراجی پارکینگ بفروشیم.
don't get bogged down in the nonessentials of the project.
در مسائل غیرضروری پروژه غرق نشوید.
the budget cuts forced us to eliminate many nonessentials.
کاهش بودجه ما را مجبور کرد بسیاری از اقلام غیرضروری را حذف کنیم.
she realized she was spending too much on nonessentials.
او متوجه شد که بیش از حد روی اقلام غیرضروری هزینه میکند.
we carefully considered which items were nonessentials before moving.
ما با دقت در نظر گرفتیم که قبل از نقل مکان چه اقلامی غیرضروری هستند.
the consultant helped the company identify and cut nonessentials.
مشاور به شرکت کمک کرد تا اقلام غیرضروری را شناسایی و حذف کند.
cut the nonessentials
حذف موارد غیرضروری
ignoring nonessentials
نادیده گرفتن موارد غیرضروری
nonessential items
موارد غیرضروری
avoid nonessentials
اجتناب از موارد غیرضروری
eliminate nonessentials
حذف موارد غیرضروری
listing nonessentials
تهیه لیست موارد غیرضروری
removing nonessentials
حذف موارد غیرضروری
just nonessentials
فقط موارد غیرضروری
these nonessentials
این موارد غیرضروری
the store marked the nonessentials on clearance to make room for new inventory.
فروشگاه اقلام غیرضروری را برای ایجاد فضای موجودی جدید با تخفیف مشخص کرد.
we trimmed our packing list, removing all the nonessentials for the trip.
ما لیست بستهبندی خود را کوتاه کردیم و تمام اقلام غیرضروری برای سفر را حذف کردیم.
focusing on the nonessentials won't help you achieve your goals.
تمرکز بر اقلام غیرضروری به شما در دستیابی به اهداف خود کمک نخواهد کرد.
the interior designer helped us identify the nonessentials in the living room.
طراح داخلی به ما کمک کرد تا اقلام غیرضروری را در اتاق نشیمن شناسایی کنیم.
prioritizing the nonessentials can lead to wasted time and resources.
اولویتبندی اقلام غیرضروری میتواند منجر به هدر رفتن زمان و منابع شود.
we decided to sell the nonessentials at a garage sale.
ما تصمیم گرفتیم اقلام غیرضروری را در حراجی پارکینگ بفروشیم.
don't get bogged down in the nonessentials of the project.
در مسائل غیرضروری پروژه غرق نشوید.
the budget cuts forced us to eliminate many nonessentials.
کاهش بودجه ما را مجبور کرد بسیاری از اقلام غیرضروری را حذف کنیم.
she realized she was spending too much on nonessentials.
او متوجه شد که بیش از حد روی اقلام غیرضروری هزینه میکند.
we carefully considered which items were nonessentials before moving.
ما با دقت در نظر گرفتیم که قبل از نقل مکان چه اقلامی غیرضروری هستند.
the consultant helped the company identify and cut nonessentials.
مشاور به شرکت کمک کرد تا اقلام غیرضروری را شناسایی و حذف کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید