nonevent

[ایالات متحده]/ˈnʌnɪvɛnt/
[بریتانیا]/ˈnʌnɪvɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد مورد انتظار که رخ نمی‌دهد؛ یک نتیجه ناامیدکننده؛ یک رویداد بسیار تبلیغ شده که در نهایت اتفاق نمی‌افتد
Word Forms
جمعnonevents

عبارات و ترکیب‌ها

nonevent situation

وضعیت عدم رویداد

nonevent status

وضعیت عدم وقوع

nonevent outcome

نتیجه عدم رویداد

nonevent day

روز عدم رویداد

nonevent occurrence

وقوع عدم رویداد

nonevent report

گزارش عدم رویداد

nonevent analysis

تجزیه و تحلیل عدم رویداد

nonevent category

دسته‌بندی عدم رویداد

nonevent period

دوره عدم رویداد

nonevent response

پاسخ عدم رویداد

جملات نمونه

the event turned out to be a nonevent.

این رویداد در نهایت یک رویداد بی‌اهمیت بود.

after all the hype, the concert was a nonevent.

بعد از تمام تبلیغات، کنسرت یک رویداد بی‌اهمیت بود.

his birthday party was a complete nonevent.

جشن تولد او یک رویداد بی‌اهمیت کامل بود.

they expected a big announcement, but it was a nonevent.

آنها انتظار یک اعلامیه بزرگ داشتند، اما یک رویداد بی‌اهمیت بود.

despite the excitement, the game turned out to be a nonevent.

با وجود هیجان، بازی در نهایت یک رویداد بی‌اهمیت بود.

the meeting was a nonevent, with no decisions made.

جلسه یک رویداد بی‌اهمیت بود، بدون هیچ تصمیمی گرفته شد.

her presentation was a nonevent; no one paid attention.

ارائه او یک رویداد بی‌اهمیت بود؛ هیچ کس توجه نکرد.

the launch party ended up being a nonevent.

جشن راه اندازی در نهایت یک رویداد بی‌اهمیت بود.

he felt disappointed that the reunion was a nonevent.

او احساس ناامیدی کرد که دیدار مجدد یک رویداد بی‌اهمیت بود.

what was supposed to be a celebration became a nonevent.

آنچه قرار بود جشن باشد، به یک رویداد بی‌اهمیت تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید