| جمع | nonevents |
nonevent situation
وضعیت عدم رویداد
nonevent status
وضعیت عدم وقوع
nonevent outcome
نتیجه عدم رویداد
nonevent day
روز عدم رویداد
nonevent occurrence
وقوع عدم رویداد
nonevent report
گزارش عدم رویداد
nonevent analysis
تجزیه و تحلیل عدم رویداد
nonevent category
دستهبندی عدم رویداد
nonevent period
دوره عدم رویداد
nonevent response
پاسخ عدم رویداد
the event turned out to be a nonevent.
این رویداد در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
after all the hype, the concert was a nonevent.
بعد از تمام تبلیغات، کنسرت یک رویداد بیاهمیت بود.
his birthday party was a complete nonevent.
جشن تولد او یک رویداد بیاهمیت کامل بود.
they expected a big announcement, but it was a nonevent.
آنها انتظار یک اعلامیه بزرگ داشتند، اما یک رویداد بیاهمیت بود.
despite the excitement, the game turned out to be a nonevent.
با وجود هیجان، بازی در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
the meeting was a nonevent, with no decisions made.
جلسه یک رویداد بیاهمیت بود، بدون هیچ تصمیمی گرفته شد.
her presentation was a nonevent; no one paid attention.
ارائه او یک رویداد بیاهمیت بود؛ هیچ کس توجه نکرد.
the launch party ended up being a nonevent.
جشن راه اندازی در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
he felt disappointed that the reunion was a nonevent.
او احساس ناامیدی کرد که دیدار مجدد یک رویداد بیاهمیت بود.
what was supposed to be a celebration became a nonevent.
آنچه قرار بود جشن باشد، به یک رویداد بیاهمیت تبدیل شد.
nonevent situation
وضعیت عدم رویداد
nonevent status
وضعیت عدم وقوع
nonevent outcome
نتیجه عدم رویداد
nonevent day
روز عدم رویداد
nonevent occurrence
وقوع عدم رویداد
nonevent report
گزارش عدم رویداد
nonevent analysis
تجزیه و تحلیل عدم رویداد
nonevent category
دستهبندی عدم رویداد
nonevent period
دوره عدم رویداد
nonevent response
پاسخ عدم رویداد
the event turned out to be a nonevent.
این رویداد در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
after all the hype, the concert was a nonevent.
بعد از تمام تبلیغات، کنسرت یک رویداد بیاهمیت بود.
his birthday party was a complete nonevent.
جشن تولد او یک رویداد بیاهمیت کامل بود.
they expected a big announcement, but it was a nonevent.
آنها انتظار یک اعلامیه بزرگ داشتند، اما یک رویداد بیاهمیت بود.
despite the excitement, the game turned out to be a nonevent.
با وجود هیجان، بازی در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
the meeting was a nonevent, with no decisions made.
جلسه یک رویداد بیاهمیت بود، بدون هیچ تصمیمی گرفته شد.
her presentation was a nonevent; no one paid attention.
ارائه او یک رویداد بیاهمیت بود؛ هیچ کس توجه نکرد.
the launch party ended up being a nonevent.
جشن راه اندازی در نهایت یک رویداد بیاهمیت بود.
he felt disappointed that the reunion was a nonevent.
او احساس ناامیدی کرد که دیدار مجدد یک رویداد بیاهمیت بود.
what was supposed to be a celebration became a nonevent.
آنچه قرار بود جشن باشد، به یک رویداد بیاهمیت تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید