nonobservant

[ایالات متحده]/nɒnəbˈzɜːvənt/
[بریتانیا]/nɑːnəbˈzɜrvənt/

ترجمه

adj. عدم رعایت آداب یا قوانین

عبارات و ترکیب‌ها

nonobservant behavior

رفتار بی‌توجه

nonobservant individual

فرد بی‌توجه

nonobservant attitude

نگرش بی‌توجه

nonobservant person

شخص بی‌توجه

nonobservant group

گروه بی‌توجه

nonobservant student

دانشجوی بی‌توجه

nonobservant nature

طبع بی‌توجه

nonobservant response

پاسخ بی‌توجه

nonobservant culture

فرهنگ بی‌توجه

nonobservant practice

عمل بی‌توجه

جملات نمونه

he is often nonobservant in social situations.

او اغلب در موقعیت‌های اجتماعی بی‌توجه است.

her nonobservant nature led to misunderstandings.

طبیعت بی‌توجه او منجر به سوء تفاهم شد.

being nonobservant can cause you to miss important details.

بی‌توجهی می‌تواند باعث شود جزئیات مهم را از دست بدهید.

his nonobservant behavior frustrated his friends.

رفتار بی‌توجه او دوستانش را ناامید کرد.

nonobservant drivers are a danger on the road.

رانندگان بی‌توجه خطرناک هستند.

she was criticized for being nonobservant during the meeting.

او به خاطر بی‌توجهی در طول جلسه مورد انتقاد قرار گرفت.

his nonobservant attitude often leads to mistakes.

حرفه‌ای بی‌توجه او اغلب منجر به اشتباه می‌شود.

nonobservant students may struggle in class.

دانشجویان بی‌توجه ممکن است در کلاس مشکل داشته باشند.

she realized her nonobservant nature after the incident.

او پس از حادثه متوجه طبیعت بی‌توجه خود شد.

being nonobservant can affect your relationships.

بی‌توجهی می‌تواند بر روابط شما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید