nonofficial document
سند غیررسمی
nonofficial report
گزارش غیررسمی
nonofficial meeting
جلسه غیررسمی
nonofficial source
منبع غیررسمی
nonofficial statement
بیانیه غیررسمی
nonofficial channel
کانال غیررسمی
nonofficial website
وبسایت غیررسمی
nonofficial group
گروه غیررسمی
nonofficial policy
سیاست غیررسمی
nonofficial version
نسخه غیررسمی
she attended a nonofficial meeting to discuss the project.
او در یک جلسه غیررسمی برای بحث در مورد پروژه شرکت کرد.
nonofficial documents can sometimes provide valuable insights.
اسناد غیررسمی گاهی اوقات می توانند بینش های ارزشمندی ارائه دهند.
he prefers nonofficial channels for communication.
او ترجیح می دهد از کانال های غیررسمی برای ارتباط استفاده کند.
the nonofficial report highlighted several key issues.
گزارش غیررسمی چندین مسئله کلیدی را برجسته کرد.
nonofficial sources often have different perspectives.
منابع غیررسمی اغلب دیدگاه های متفاوتی دارند.
they organized a nonofficial event to raise awareness.
آنها یک رویداد غیررسمی برای افزایش آگاهی سازماندهی کردند.
her nonofficial status allowed her to speak freely.
وضعیت غیررسمی او به او اجازه داد آزادانه صحبت کند.
nonofficial feedback can be just as important as official reviews.
بازخورد غیررسمی می تواند به اندازه بررسی های رسمی مهم باشد.
the nonofficial guidelines were shared among the team.
دستورالعمل های غیررسمی در بین اعضای تیم به اشتراک گذاشته شد.
he wrote a nonofficial blog about his experiences.
او یک وبلاگ غیررسمی در مورد تجربیات خود نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید