nonofficial

[ایالات متحده]/ˌnɒnəˈfɪʃəl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnəˈfɪʃəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیررسمی; توسط یک مقام تأیید نشده

عبارات و ترکیب‌ها

nonofficial document

سند غیررسمی

nonofficial report

گزارش غیررسمی

nonofficial meeting

جلسه غیررسمی

nonofficial source

منبع غیررسمی

nonofficial statement

بیانیه غیررسمی

nonofficial channel

کانال غیررسمی

nonofficial website

وب‌سایت غیررسمی

nonofficial group

گروه غیررسمی

nonofficial policy

سیاست غیررسمی

nonofficial version

نسخه غیررسمی

جملات نمونه

she attended a nonofficial meeting to discuss the project.

او در یک جلسه غیررسمی برای بحث در مورد پروژه شرکت کرد.

nonofficial documents can sometimes provide valuable insights.

اسناد غیررسمی گاهی اوقات می توانند بینش های ارزشمندی ارائه دهند.

he prefers nonofficial channels for communication.

او ترجیح می دهد از کانال های غیررسمی برای ارتباط استفاده کند.

the nonofficial report highlighted several key issues.

گزارش غیررسمی چندین مسئله کلیدی را برجسته کرد.

nonofficial sources often have different perspectives.

منابع غیررسمی اغلب دیدگاه های متفاوتی دارند.

they organized a nonofficial event to raise awareness.

آنها یک رویداد غیررسمی برای افزایش آگاهی سازماندهی کردند.

her nonofficial status allowed her to speak freely.

وضعیت غیررسمی او به او اجازه داد آزادانه صحبت کند.

nonofficial feedback can be just as important as official reviews.

بازخورد غیررسمی می تواند به اندازه بررسی های رسمی مهم باشد.

the nonofficial guidelines were shared among the team.

دستورالعمل های غیررسمی در بین اعضای تیم به اشتراک گذاشته شد.

he wrote a nonofficial blog about his experiences.

او یک وبلاگ غیررسمی در مورد تجربیات خود نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید