treated nonoperatively
به صورت غیر جراحی درمان شد
managed nonoperatively
به صورت غیر جراحی مدیریت شد
done nonoperatively
به صورت غیر جراحی انجام شد
performed nonoperatively
به صورت غیر جراحی انجام شد
approached nonoperatively
به صورت غیر جراحی رویکرد شد
handled nonoperatively
به صورت غیر جراحی رسیدگی شد
addressed nonoperatively
به صورت غیر جراحی رسیدگی شد
resolved nonoperatively
به صورت غیر جراحی حل شد
cured nonoperatively
به صورت غیر جراحی درمان شد
healed nonoperatively
به صورت غیر جراحی بهبود یافت
the patient was treated nonoperatively with medication and physical therapy.
بیمار به صورت غیرجراحی با دارو و فیزیوتراپی درمان شد.
the fracture healed nonoperatively over several weeks.
شکستگی به صورت غیرجراحی طی چند هفته بهبود یافت.
doctors decided to manage the condition nonoperatively.
پزشکان تصمیم گرفتند این وضعیت را به صورت غیرجراحی مدیریت کنند.
nonoperatively managed cases often have faster recovery times.
موارد مدیریت شده به صورت غیرجراحی اغلب زمان بهبودی سریعتری دارند.
the injury was addressed nonoperatively to avoid surgery.
آسیب به صورت غیرجراحی رسیدگی شد تا از جراحی جلوگیری شود.
nonoperatively treatment options include rest and immobilization.
گزینههای درمانی به صورت غیرجراحی شامل استراحت و بیحرکتی است.
the appendicitis was successfully treated nonoperatively with antibiotics.
آپاندیسیت با موفقیت به صورت غیرجراحی با آنتیبیوتیکها درمان شد.
some patients can be managed nonoperatively depending on severity.
برخی از بیماران بسته به شدت میتوانند به صورت غیرجراحی مدیریت شوند.
the gallstone pancreatitis was treated nonoperatively initially.
پانکراتیت ناشی از سنگهای صفراوی به طور اولیه به صورت غیرجراحی درمان شد.
nonoperatively approaches are preferred when possible to reduce risks.
روشهای غیرجراحی در صورت امکان برای کاهش خطرات ترجیح داده میشوند.
the diverticulitis resolved nonoperatively with conservative care.
دیورتیکولیت با مراقبتهای محافظهکارانه به صورت غیرجراحی برطرف شد.
spinal conditions are sometimes treated nonoperatively with physical therapy.
شرایط ستون فقرات گاهی اوقات به صورت غیرجراحی با فیزیوتراپی درمان میشوند.
the pneumothorax was managed nonoperatively with chest tube drainage.
پنوموتوراکس به صورت غیرجراحی با تخلیه از طریق لوله سینه مدیریت شد.
nonoperatively intervention is recommended for mild cases.
در موارد خفیف مداخله به صورت غیرجراحی توصیه میشود.
treated nonoperatively
به صورت غیر جراحی درمان شد
managed nonoperatively
به صورت غیر جراحی مدیریت شد
done nonoperatively
به صورت غیر جراحی انجام شد
performed nonoperatively
به صورت غیر جراحی انجام شد
approached nonoperatively
به صورت غیر جراحی رویکرد شد
handled nonoperatively
به صورت غیر جراحی رسیدگی شد
addressed nonoperatively
به صورت غیر جراحی رسیدگی شد
resolved nonoperatively
به صورت غیر جراحی حل شد
cured nonoperatively
به صورت غیر جراحی درمان شد
healed nonoperatively
به صورت غیر جراحی بهبود یافت
the patient was treated nonoperatively with medication and physical therapy.
بیمار به صورت غیرجراحی با دارو و فیزیوتراپی درمان شد.
the fracture healed nonoperatively over several weeks.
شکستگی به صورت غیرجراحی طی چند هفته بهبود یافت.
doctors decided to manage the condition nonoperatively.
پزشکان تصمیم گرفتند این وضعیت را به صورت غیرجراحی مدیریت کنند.
nonoperatively managed cases often have faster recovery times.
موارد مدیریت شده به صورت غیرجراحی اغلب زمان بهبودی سریعتری دارند.
the injury was addressed nonoperatively to avoid surgery.
آسیب به صورت غیرجراحی رسیدگی شد تا از جراحی جلوگیری شود.
nonoperatively treatment options include rest and immobilization.
گزینههای درمانی به صورت غیرجراحی شامل استراحت و بیحرکتی است.
the appendicitis was successfully treated nonoperatively with antibiotics.
آپاندیسیت با موفقیت به صورت غیرجراحی با آنتیبیوتیکها درمان شد.
some patients can be managed nonoperatively depending on severity.
برخی از بیماران بسته به شدت میتوانند به صورت غیرجراحی مدیریت شوند.
the gallstone pancreatitis was treated nonoperatively initially.
پانکراتیت ناشی از سنگهای صفراوی به طور اولیه به صورت غیرجراحی درمان شد.
nonoperatively approaches are preferred when possible to reduce risks.
روشهای غیرجراحی در صورت امکان برای کاهش خطرات ترجیح داده میشوند.
the diverticulitis resolved nonoperatively with conservative care.
دیورتیکولیت با مراقبتهای محافظهکارانه به صورت غیرجراحی برطرف شد.
spinal conditions are sometimes treated nonoperatively with physical therapy.
شرایط ستون فقرات گاهی اوقات به صورت غیرجراحی با فیزیوتراپی درمان میشوند.
the pneumothorax was managed nonoperatively with chest tube drainage.
پنوموتوراکس به صورت غیرجراحی با تخلیه از طریق لوله سینه مدیریت شد.
nonoperatively intervention is recommended for mild cases.
در موارد خفیف مداخله به صورت غیرجراحی توصیه میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید