medically

[ایالات متحده]/'medikli/
[بریتانیا]/ˈm ɛdɪklɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی مرتبط با پزشکی; مربوط به درمان پزشکی; به گونه‌ای که به حوزه پزشکی مربوط می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

medically necessary

ضروری از نظر پزشکی

medically trained

آموزش دیده در زمینه پزشکی

جملات نمونه

We have all been medically checked.

ما همه از نظر پزشکی بررسی شده ایم.

He wished to join the army,but was rejected as medically unfit.

او می خواست به ارتش بپیوندد، اما به دلیل عدم آمادگی جسمانی پذیرفته نشد.

Medically speaking seasickness is a variation of motion sickness or kinetosis.

از نظر پزشکی، seasickness نوعی از seasickness یا kinetosis است.

Conclusion Marked effectiveness of burnet root leukopoietic tablets on leukopenia caused by chemotherapy of gynecological tumor has been medically verified.

نتیجه‌گیری اثربخشی قابل توجه قرص‌های لکوپوئیتیک ریشه برنت در مورد لکوپنی ناشی از شیمی‌درمانی تومورهای زنان به طور پزشکی تأیید شده است.

Objective To assess the value of ictal video-electroencephalography monitoring (IVEEG) in presurgical evaluation for medically intractable nonlesional temporal lobe epilepsy(TLE).

هدف: ارزیابی ارزش مانیتورینگ ویدئو-الکتروانسفالوگرافی (IVEEG) در ارزیابی پیش از جراحی برای صرع لوب تمپورال غیر توموری غیر قابل درمان (TLE).

نمونه‌های واقعی

Well, you did the right thing medically of course.

البته، شما کار درستی به لحاظ پزشکی انجام دادید.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Really? You thought " Ghetto-fabulous" Might be medically relevant?

واقعاً؟ فکر کردی "گتوی جذاب" ممکن است از نظر پزشکی مرتبط باشد؟

منبع: Modern Family - Season 01

I thought it might be medically relevant.

فکر کردم ممکن است از نظر پزشکی مرتبط باشد.

منبع: Modern Family Season 01

People who accept medically based conspiracies are likely to avoid getting their kids vaccinated.

افرادی که نظریه‌های توطئه مبتنی بر پزشکی را می‌پذیرند، احتمالاً از واکسیناسیون کودکان خود اجتناب می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

As weird it might sound, scientists are actually looking into using RTX medically, to treat severe pain.

با وجود اینکه ممکن است عجیب به نظر برسد، دانشمندان در حال بررسی استفاده از RTX به صورت پزشکی برای درمان درد شدید هستند.

منبع: Scishow Selected Series

Educators commonly advocate abstinence and only 13 states require that sex education even be medically accurate.

معلمان معمولاً از خودداری از رابطه جنسی حمایت می‌کنند و تنها در 13 ایالت، آموزش جنسی حتی باید از نظر پزشکی دقیق باشد.

منبع: The Economist (Summary)

When used medically, hydroquinone can be an effective treatment for skin discoloration.

هیدروکینون در صورت استفاده پزشکی می‌تواند درمان موثری برای رنگدانه‌های پوستی باشد.

منبع: VOA Standard English_Africa

Well I got medically retired from the Army in 2015.

خب، من در سال 2015 به صورت پزشکی از ارتش بازنشسته شدم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Consequently, all shelters on Titan should be completely or medically sealed.

در نتیجه، همه پناهگاه‌ها در تیتان باید به طور کامل یا از نظر پزشکی مهر و موم شوند.

منبع: Mysteries of the Universe

He was in for four years before he got medically discharged.

او قبل از اینکه به صورت پزشکی از خدمت جدا شود، چهار سال در ارتش بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید