nonprofessionally trained
بدون آموزش حرفهای
nonprofessionally managed
بدون مدیریت حرفهای
nonprofessionally done
بدون انجام حرفهای
nonprofessionally executed
بدون اجرا حرفهای
nonprofessionally presented
بدون ارائه حرفهای
nonprofessionally created
بدون خلق حرفهای
nonprofessionally advised
بدون مشاوره حرفهای
nonprofessionally reviewed
بدون بررسی حرفهای
nonprofessionally operated
بدون بهرهبرداری حرفهای
nonprofessionally written
بدون نگارش حرفهای
she approached the project nonprofessionally.
او پروژه را به صورت غیرحرفه ای دنبال کرد.
he played the guitar nonprofessionally at local events.
او به صورت غیرحرفه ای در رویدادهای محلی گیتار مینواخت.
they discussed the issue nonprofessionally during lunch.
آنها در زمان ناهار به صورت غیرحرفه ای درباره این موضوع بحث کردند.
she painted nonprofessionally, but her art was captivating.
او به صورت غیرحرفه ای نقاشی میکرد، اما هنر او جذاب بود.
he wrote the article nonprofessionally, but it was insightful.
او به صورت غیرحرفه ای مقاله را نوشت، اما روشنگر بود.
they organized the event nonprofessionally, yet it was a success.
آنها به صورت غیرحرفه ای رویداد را سازماندهی کردند، با این حال موفقیتآمیز بود.
she danced nonprofessionally but enjoyed every moment.
او به صورت غیرحرفه ای رقصید اما از هر لحظه لذت برد.
he took photos nonprofessionally, capturing beautiful moments.
او به صورت غیرحرفه ای عکس گرفت و لحظات زیبا را ثبت کرد.
they debated nonprofessionally, sharing different viewpoints.
آنها به صورت غیرحرفه ای بحث کردند و دیدگاههای مختلف را به اشتراک گذاشتند.
she baked nonprofessionally, but her cookies were delicious.
او به صورت غیرحرفه ای شیرینی درست کرد، اما کوکی هایش خوشمزه بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید