professionally

[ایالات متحده]/prəˈfeʃənəlɪ/
[بریتانیا]/prə'fɛʃənəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور حرفه‌ای; با تخصص.

جملات نمونه

He has wrestled professionally for five years.

او به مدت پنج سال به طور حرفه‌ای کشتی گرفته است.

A professionally installed alarm will cost from about £500.

نصب یک سیستم اعلام حریق حرفه ای حدود 500 پوند هزینه خواهد داشت.

All of us who professionally use the mass media are the shapers of society.We can vulgarize that society.

همه ما که به طور حرفه ای از رسانه های جمعی استفاده می کنیم، شکل دهنده جامعه هستیم. ما می توانیم آن جامعه را عامیانه کنیم.

After professionally analysing the stick sale and related turnback online of some product, it will complete a analysis chart for reference.

پس از تجزیه و تحلیل حرفه ای فروش چوب و بازگشت آنلاین مرتبط برخی از محصولات، یک نمودار تجزیه و تحلیل برای ارجاع تکمیل خواهد شد.

There are also complete, professionally-made multitrack recordings that you can mix yourself in your own home recording studio.

همچنین ضبط های چند ردیفه کامل و حرفه ای وجود دارد که می توانید خودتان در استودیو ضبط خانگی خود ترکیب کنید.

The entry was more of a free-fall, really, Lron's piloting veering between the suicidally reckless and the professionally competent.

ورود بیشتر یک سقوط آزاد بود، در واقع، خلبانی لرون بین خطرناک بودن خودکشی و شایستگی حرفه ای در نوسان بود.

Main efficacy:Soften horny, promote the peeling of comedo , remove acne professionally ,prevent various acone and pimples, heal poked skin in order to make it resilient and shine .

اثرگذاری اصلی: نرم کردن پوست مرطوب، تسریع در لایه برداری کومدون، از بین بردن حرفه ای آکنه، پیشگیری از انواع آکنه و جوش، ترمیم پوست آسیب دیده برای ایجاد مقاومت و درخشندگی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید