nonrecognition policy
سیاست عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition status
وضعیت عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition agreement
توافقنامه عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition principle
اصل عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition clause
ماده عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition act
قانون عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition measure
اقدام عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition solution
راه حل عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition stance
موضع عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition framework
چارچوب عدم به رسمیت شناختن
the nonrecognition of certain rights can lead to social unrest.
عدم به رسمیت شناختن حقوق خاص میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
nonrecognition by other countries can affect diplomatic relations.
عدم به رسمیت شناختن توسط سایر کشورها میتواند بر روابط دیپلماتیک تأثیر بگذارد.
the nonrecognition of a state can hinder its development.
عدم به رسمیت شناختن یک کشور میتواند روند توسعه آن را مختل کند.
nonrecognition of the agreement has caused confusion.
عدم به رسمیت شناختن توافق باعث سردرگمی شده است.
his nonrecognition of the problem surprised everyone.
عدم توجه او به مشکل همه را شگفتزده کرد.
nonrecognition can lead to isolation in international affairs.
عدم به رسمیت شناختن میتواند منجر به انزوا در امور بینالمللی شود.
the nonrecognition of cultural differences can create tension.
عدم به رسمیت شناختن تفاوتهای فرهنگی میتواند باعث ایجاد تنش شود.
nonrecognition of achievements can demotivate individuals.
عدم به رسمیت شناختن دستاوردها میتواند باعث کاهش انگیزه افراد شود.
the nonrecognition of a new government can spark protests.
عدم به رسمیت شناختن یک دولت جدید میتواند باعث بروز اعتراضات شود.
nonrecognition of identity issues can harm community relations.
عدم به رسمیت شناختن مسائل هویتی میتواند به روابط اجتماعی آسیب برساند.
nonrecognition policy
سیاست عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition status
وضعیت عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition agreement
توافقنامه عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition principle
اصل عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition clause
ماده عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition act
قانون عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition measure
اقدام عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition solution
راه حل عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition stance
موضع عدم به رسمیت شناختن
nonrecognition framework
چارچوب عدم به رسمیت شناختن
the nonrecognition of certain rights can lead to social unrest.
عدم به رسمیت شناختن حقوق خاص میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی شود.
nonrecognition by other countries can affect diplomatic relations.
عدم به رسمیت شناختن توسط سایر کشورها میتواند بر روابط دیپلماتیک تأثیر بگذارد.
the nonrecognition of a state can hinder its development.
عدم به رسمیت شناختن یک کشور میتواند روند توسعه آن را مختل کند.
nonrecognition of the agreement has caused confusion.
عدم به رسمیت شناختن توافق باعث سردرگمی شده است.
his nonrecognition of the problem surprised everyone.
عدم توجه او به مشکل همه را شگفتزده کرد.
nonrecognition can lead to isolation in international affairs.
عدم به رسمیت شناختن میتواند منجر به انزوا در امور بینالمللی شود.
the nonrecognition of cultural differences can create tension.
عدم به رسمیت شناختن تفاوتهای فرهنگی میتواند باعث ایجاد تنش شود.
nonrecognition of achievements can demotivate individuals.
عدم به رسمیت شناختن دستاوردها میتواند باعث کاهش انگیزه افراد شود.
the nonrecognition of a new government can spark protests.
عدم به رسمیت شناختن یک دولت جدید میتواند باعث بروز اعتراضات شود.
nonrecognition of identity issues can harm community relations.
عدم به رسمیت شناختن مسائل هویتی میتواند به روابط اجتماعی آسیب برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید