nonself

[ایالات متحده]/nɒnˈsɛlf/
[بریتانیا]/nɑnˈsɛlf/

ترجمه

n. ماده خارجی در یک موجود زنده؛ موجودیت خارجی در یک موجود زنده

عبارات و ترکیب‌ها

nonself antigen

آنتی‌ژن غیر خودی

nonself recognition

تشخیص غیر خودی

nonself protein

پروتئین غیر خودی

nonself response

پاسخ غیر خودی

nonself dna

دی‌ان‌ای غیر خودی

nonself molecule

مولکول غیر خودی

nonself signal

سیگنال غیر خودی

nonself cell

سلول غیر خودی

nonself component

اجزای غیر خودی

nonself identity

هویت غیر خودی

جملات نمونه

nonself is a concept in many philosophical discussions.

خودِ غیر یک مفهوم در بسیاری از بحث‌های فلسفی است.

understanding nonself can lead to greater self-awareness.

درک خودِ غیر می‌تواند منجر به افزایش خودآگاهی شود.

the idea of nonself challenges traditional views of identity.

ایده خودِ غیر، دیدگاه‌های سنتی در مورد هویت را به چالش می‌کشد.

in buddhism, nonself is a key principle of teaching.

در بودیسم، خودِ غیر یک اصل کلیدی در آموزش است.

nonself perspectives can influence mental health practices.

دیدگاه‌های خودِ غیر می‌توانند بر شیوه‌های بهداشت روان تأثیر بگذارند.

exploring nonself can help reduce ego-driven behavior.

بررسی خودِ غیر می‌تواند به کاهش رفتار تحت سلطه خود کمک کند.

the nonself approach promotes interconnectedness among individuals.

رویکرد خودِ غیر، ارتباط افراد را ترویج می‌کند.

many spiritual traditions emphasize the importance of nonself.

بسیاری از سنت‌های معنوی بر اهمیت خودِ غیر تأکید دارند.

nonself can be a liberating concept in personal growth.

خودِ غیر می‌تواند یک مفهوم رهایی‌بخش در رشد شخصی باشد.

studying nonself can enrich one's philosophical understanding.

مطالعه خودِ غیر می‌تواند درک فلسفی یک فرد را غنی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید