other

[ایالات متحده]/'ʌðə/
[بریتانیا]/'ʌðɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متعلق به یک دسته یا نوع اضافی، متمایز از آنچه قبلاً ذکر شده است
pron. برای اشاره به یک نفر یا چیز اضافی علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شده است

عبارات و ترکیب‌ها

other options

گزینه‌های دیگر

other possibilities

احتمالات دیگر

each other

یکدیگر

on the other

در طرف دیگر

or other

یا دیگر

with each other

با یکدیگر

some other

چند تا دیگر

other than

غیر از

no other

هیچ‌کدام دیگر

every other

هر جایگزین

other one

یکی دیگر

other half

نیم دیگر

among others

بین دیگران

at other times

در زمان‌های دیگر

other from

دیگر از

one or other

یکی یا دیگر

quite other

کاملاً دیگر

of all others

از همه دیگران

جملات نمونه

they fight with other children.

آنها با کودکان دیگر می جنگند.

no other vehicle was in sight.

هیچ وسیله نقلیه دیگری در دید نبود.

attention to others' feelings.

توجه به احساسات دیگران.

excel others in strength

برتری دیگران در قدرت

contend with others for a prize

برای کسب جایزه با دیگران رقابت کردن

nose into other's affairs

در امور دیگران کنجکاوی کند.

just the other day.

فقط روز دیگر.

be superior to others in understanding

در فهمیدن از دیگران برتر باشید.

wine and other potables.

شراب و نوشیدنی‌های دیگر.

to abut on other land

به زمین دیگر متصل شود.

to compete with others for a prize

رقابت با دیگران برای یک جایزه

John and the others are here.

جان و دیگران اینجا هستند.

other centuries; other generations.

قرن‌های دیگر؛ نسل‌های دیگر.

The boys wore each other's (not each others' ) coats.

پسران لباس‌های یکدیگر را پوشیدند (نه لباس‌های دیگران).

It is materially ahead of other countries.

این از نظر مادی از سایر کشورها جلوتر است.

نمونه‌های واقعی

They resemble each other in shape but not in color.

آنها در شکل به هم شبیه هستند اما در رنگ نه.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Good. Don't be like other people. Other people are boring.

خوب. مثل بقیه مردم نباشید. بقیه مردم خسته کننده هستند.

منبع: Engvid Super Teacher Ronnie - Speaking

In other words, we should put ourselves in others' shoes and be considerate.

به عبارت دیگر، ما باید خودمان را به جای دیگران بگذاریم و در نظر بگیریم.

منبع: English proverbs

We waved each other goodbye and left.

به هم خداحافظی کردیم و رفتیم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

In other words, in other words, we're all getting smarter.

به عبارت دیگر، به عبارت دیگر، همه ما باهوش تر می شویم.

منبع: Conan Talk Show

You guys must really like each other!

شما باید واقعاً از یکدیگر خوشتان بیاید!

منبع: We Bare Bears

What, like we hate each other now?

یعنی ما الان از هم متنفریم؟

منبع: Selected Love Before Sunset

Underneath the cloak, Harry turned to the other two.

تحت شنل، هری به دو نفر دیگر برگشت.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

532. We never see each other these days.

532. این روزها دیگر همدیگر را نمی بینیم.

منبع: Crazy English 900 Sentences

We even known each other for 24 years.

ما حتی 24 سال است که همدیگر را می شناسیم.

منبع: VOA Standard English Entertainment

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید