noosed

[ایالات متحده]/nuːst/
[بریتانیا]/nuːst/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکۀ noose

عبارات و ترکیب‌ها

noosed rope

طناب گره خورده

noosed trap

تله گره خورده

noosed animal

حیوان گرفتار شده

noosed cord

طناب گره خورده

noosed figure

شخصیت گرفتار شده

noosed neck

گردن گرفتار شده

noosed line

خط گره خورده

noosed end

پایان گره خورده

noosed knot

گره افتاده

noosed victim

قربانی گرفتار شده

جملات نمونه

the cat was noosed by the rope during the rescue.

گربه در حین نجات توسط طناب به دام افتاد.

he noosed the fish tightly to prevent it from escaping.

او ماهی را محکم به دام انداخت تا از فرار آن جلوگیری کند.

the cowboy noosed the calf with great skill.

کاوگ boy با مهارت فراوان گوساله را به دام انداخت.

they noosed the balloons together for the party.

آنها بادکنک‌ها را برای مهمانی به هم گره زدند.

the hunter noosed the rabbit quickly.

شکارچی به سرعت خرگوش را به دام انداخت.

she noosed the scarf around her neck.

او شال را دور گردنش بست.

the trap noosed the animal effectively.

تله به طور موثر حیوان را به دام انداخت.

he noosed the rope to secure the load.

او طناب را محکم کرد تا بار را ایمن کند.

they noosed the branches together to make a shelter.

آنها شاخه ها را به هم گره زدند تا پناهگاهی بسازند.

the magician noosed the silk scarf in a trick.

یک شعبده باز در یک شعبده شال ابریشمی را به دام انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید