normothermias

[ایالات متحده]/ˌnɔːməˈθɜːmiəz/
[بریتانیا]/ˌnɔrməˈθɪrmiəz/

ترجمه

n. دمای طبیعی بدن

عبارات و ترکیب‌ها

maintain normothermias

حفظ تب نرمال

achieve normothermias

رسیدن به تب نرمال

monitor normothermias

نظارت بر تب نرمال

support normothermias

حمایت از تب نرمال

restore normothermias

بازگرداندن تب نرمال

evaluate normothermias

ارزیابی تب نرمال

promote normothermias

ترویج تب نرمال

achieving normothermias

رسیدن به تب نرمال

prevent normothermias

جلوگیری از تب نرمال

normothermias status

وضعیت تب نرمال

جملات نمونه

patients with normothermias typically recover faster.

بیماران مبتلا به نرموترمی معمولاً سریع‌تر بهبود می‌یابند.

maintaining normothermias is crucial during surgery.

حفظ نرموترمی در طول جراحی بسیار مهم است.

normothermias can help prevent complications.

نرموترمی می‌تواند به جلوگیری از عوارض کمک کند.

monitoring normothermias is essential in critical care.

نظارت بر نرموترمی در مراقبت‌های ویژه ضروری است.

doctors aim to achieve normothermias in patients.

پزشکان هدف خود را دستیابی به نرموترمی در بیماران قرار می‌دهند.

normothermias are often associated with better outcomes.

نرموترمی اغلب با نتایج بهتر همراه است.

thermal management is necessary to maintain normothermias.

مدیریت حرارتی برای حفظ نرموترمی ضروری است.

normothermias help stabilize metabolic processes.

نرموترمی به تثبیت فرآیندهای متابولیک کمک می‌کند.

infection rates can decrease with normothermias.

نرخ عفونت‌ها با نرموترمی می‌تواند کاهش یابد.

achieving normothermias is a priority in pediatrics.

دستیابی به نرموترمی در طب کودکان یک اولویت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید