| جمع | nosepieces |
adjustable nosepiece
قطعه بینی قابل تنظیم
nosepiece assembly
مونتاژ قطعه بینی
nosepiece clip
گیره قطعه بینی
nosepiece holder
نگهدارنده قطعه بینی
nosepiece design
طراحی قطعه بینی
nosepiece fitting
جاگذاری قطعه بینی
nosepiece adjustment
تنظیم قطعه بینی
nosepiece replacement
تعویض قطعه بینی
nosepiece support
حمایت قطعه بینی
nosepiece cover
روکش قطعه بینی
the technician adjusted the nosepiece for better focus.
تکنسین قطعهٔ بینی را برای تمرکز بهتر تنظیم کرد.
he replaced the broken nosepiece on the microscope.
او قطعهٔ بینی شکسته را روی میکروسکوپ تعویض کرد.
make sure the nosepiece is securely attached before use.
مطمئن شوید که قطعهٔ بینی قبل از استفاده به طور ایمن متصل شده است.
the nosepiece allows for easy switching between lenses.
قطعهٔ بینی امکان تعویض آسان بین لنزها را فراهم میکند.
she cleaned the nosepiece to remove any dust.
او قطعهٔ بینی را برای از بین بردن هرگونه گرد و غبار تمیز کرد.
the nosepiece is an essential part of the microscope.
قطعهٔ بینی یک بخش ضروری از میکروسکوپ است.
he examined the specimen using the highest magnification on the nosepiece.
او نمونه را با استفاده از بالاترین بزرگنمایی روی قطعهٔ بینی بررسی کرد.
the nosepiece design improves the overall usability of the microscope.
طراحی قطعهٔ بینی، قابلیت استفاده کلی از میکروسکوپ را بهبود میبخشد.
adjusting the nosepiece can help achieve clearer images.
تنظیم قطعهٔ بینی میتواند به دستیابی به تصاویر واضحتر کمک کند.
he noticed a crack in the nosepiece that needed repair.
او متوجه یک ترک در قطعهٔ بینی شد که نیاز به تعمیر داشت.
adjustable nosepiece
قطعه بینی قابل تنظیم
nosepiece assembly
مونتاژ قطعه بینی
nosepiece clip
گیره قطعه بینی
nosepiece holder
نگهدارنده قطعه بینی
nosepiece design
طراحی قطعه بینی
nosepiece fitting
جاگذاری قطعه بینی
nosepiece adjustment
تنظیم قطعه بینی
nosepiece replacement
تعویض قطعه بینی
nosepiece support
حمایت قطعه بینی
nosepiece cover
روکش قطعه بینی
the technician adjusted the nosepiece for better focus.
تکنسین قطعهٔ بینی را برای تمرکز بهتر تنظیم کرد.
he replaced the broken nosepiece on the microscope.
او قطعهٔ بینی شکسته را روی میکروسکوپ تعویض کرد.
make sure the nosepiece is securely attached before use.
مطمئن شوید که قطعهٔ بینی قبل از استفاده به طور ایمن متصل شده است.
the nosepiece allows for easy switching between lenses.
قطعهٔ بینی امکان تعویض آسان بین لنزها را فراهم میکند.
she cleaned the nosepiece to remove any dust.
او قطعهٔ بینی را برای از بین بردن هرگونه گرد و غبار تمیز کرد.
the nosepiece is an essential part of the microscope.
قطعهٔ بینی یک بخش ضروری از میکروسکوپ است.
he examined the specimen using the highest magnification on the nosepiece.
او نمونه را با استفاده از بالاترین بزرگنمایی روی قطعهٔ بینی بررسی کرد.
the nosepiece design improves the overall usability of the microscope.
طراحی قطعهٔ بینی، قابلیت استفاده کلی از میکروسکوپ را بهبود میبخشد.
adjusting the nosepiece can help achieve clearer images.
تنظیم قطعهٔ بینی میتواند به دستیابی به تصاویر واضحتر کمک کند.
he noticed a crack in the nosepiece that needed repair.
او متوجه یک ترک در قطعهٔ بینی شد که نیاز به تعمیر داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید