goggle

[ایالات متحده]/ˈɡɒɡl/
[بریتانیا]/ˈɡɑːɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. چرخاندن چشم‌ها; خیره شدن
n. عینک محافظ، چشم‌ها به طور کامل باز
adj. خیره
vt. چشم‌ها را بیرون آوردن; چشم‌ها را بچرخاندن

عبارات و ترکیب‌ها

wear goggles

عینک ایمنی بزنید

ski goggles

عینک اسکی

جملات نمونه

She put on her goggles before jumping into the pool.

او قبل از پرش به استخر عینک شنا را به چشم زد.

He likes to goggle at the latest technology gadgets.

او دوست دارد به جدیدترین وسایل تکنولوژی خیره شود.

The skier wore goggles to protect his eyes from the snow.

اسکی باز عینک مخصوص را برای محافظت از چشمانش در برابر برف wore.

The scientist used special goggles to observe the chemical reaction.

دانشمند از عینک‌های ویژه برای مشاهده واکنش شیمیایی استفاده کرد.

She couldn't see clearly underwater without her goggles.

او بدون عینک شنا نمی‌توانست زیر آب به وضوح ببیند.

The welder wore goggles to shield his eyes from sparks.

جوشکار برای محافظت از چشمانش در برابر جرقه‌ها عینک wore.

He tends to goggle at his phone for hours on end.

او تمایل دارد ساعت‌ها به گوشی‌اش خیره شود.

The swimmer adjusted her goggles before diving into the pool.

شناگر قبل از شیرجه زدن به استخر عینک خود را تنظیم کرد.

The pilot always wears goggles for protection during flights.

خلبان همیشه برای حفاظت در طول پروازها عینک می‌زند.

The scientist used infrared goggles to see in the dark.

دانشمند از عینک‌های مادون قرمز برای دیدن در تاریکی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید