strap

[ایالات متحده]/stræp/
[بریتانیا]/stræp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای بستن یا محکم کردن با یک نوار؛ برای ضربه زدن با یک نوار چرم؛ برای محدود کردن
n. یک نوار چرم یا ماده دیگر که برای بستن یا ضربه زدن استفاده می‌شود؛ یک کمربند؛ یک استروپ؛ یک شلاق
vi. به طور انرژی کار کردن؛ محدود بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

leather strap

کمربند چرمی

adjustable strap

سگک قابل تنظیم

camera strap

کمربند دوربین

shoulder strap

بند شانه‌ای

wrist strap

بند مچی

steel strap

کمربند فولادی

جملات نمونه

strap on a wrist watch

بستن ساعت مچی

The straps hold the baby in securely.

کمربندها به طور ایمن نوزاد را نگه می‌دارند.

the straps that galled their shoulders.

کمربندهایی که شانه‌هایشان را می‌آزردند.

the strap of his shoulder bag.

کمربند کیف دوشی او

I had to strap the bag to my bicycle.

من مجبور شدم کیف را به دوچرخه ام ببندم.

She straps on a wrist watch.

او ساعت مچی می‌بندد.

The bag comes with detachable straps.

کیف دارای بندهای جداشدنی است.

I expected when my dad walked in that he'd strap him.

انتظار داشتم وقتی پدرم وارد شد، او را ببندم.

?Halter strap can be slipped over head and shoulders to convert to a bandeau shape.

?می‌توان بند هالتر را روی سر و شانه‌ها کشید تا به شکل بندو تبدیل شود.

Objective To research the efficacy of treating absolute glaucoma by deep layer sclera strap insertion combined with cycloanemization.

هدف: بررسی اثربخشی درمان گلوکوم مطلق با استفاده از درج نوار اسکلرا در لایه عمیق همراه با سيكلوانميزاسيون.

Climbers can strap sharp nails on to help get a foothold on a slippery slope.

صخره‌نوردان می‌توانند میخ‌های تیز را به چسباندن به کمک گرفتن جای پا روی یک شیب لغزنده استفاده کنند.

Utilizing the shoulder strap allows you to simply throw it over your shoulder and go, or for more security carry it bandoleer style.

استفاده از بند شانه‌ای به شما این امکان را می‌دهد که به سادگی آن را روی شانه‌تان بیندازید و بروید، یا برای ایمنی بیشتر آن را به صورت سربند حمل کنید.

The company’s main products: men’s and wemen’s wallet,handbag,brief case,computer bag, cardcase,key case,handbook,strap,pull rode suitcase,gift suit and so on.

محصولات اصلی شرکت: کیف پول مردانه و زنانه، کیف دستی، کیف اداری، کیف کامپیوتر، کیف کارت، کیف کلید، کتابچه راهنما، بند، چمدان کششی، مجموعه هدیه و غیره.

Halter straps tie at the nape. Shirred bodice and back. Constructed with padded bra cups, boning and an inner silicone/elastic band that prevents the back from shifting.

بندهای هالت در گردن بسته می شوند. بدنه و پشت shirred. با سوتین های پددار، استخوان و یک نوار سیلیکون/کش داخلی که از جابجایی پشت جلوگیری می کند ساخته شده است.

Although it does not set a dress code, it rules out "disproportionately short skirts, tops with revealing decolletage or narrow straps, short or see-through blouses and short pants.

اگرچه این قانون لباس خاصی را تعیین نمی‌کند، اما دامن‌های بیش از حد کوتاه، بلوزهایی با یقه نمایشی یا بندهای باریک، بلوزهای کوتاه یا شفاف و شلوارک‌ها را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید