notepad

[ایالات متحده]/'nəʊtpæd/
[بریتانیا]/'not'pæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفترچه یادداشت؛ کتابی برای نوشتن یادداشت‌ها

جملات نمونه

Carry a notepad and pen or pencil with you to jot down ideas.

یک دفترچه یادداشت و قلم یا مداد با خود همراه داشته باشید تا ایده‌ها را یادداشت کنید.

I always carry a notepad with me to jot down important notes.

من همیشه یک دفترچه یادداشت با خود حمل می‌کنم تا یادداشت‌های مهم را یادداشت کنم.

She scribbled a quick reminder on her notepad before leaving the office.

او قبل از ترک دفتر، یک یادآوری سریع روی دفترچه یادداشت خود نوشت.

The detective flipped through his notepad to review the witness statements.

مامور پلیس برای بررسی اظهارات شاهدان، در دفترچه یادداشت خود ورق زد.

He reached for his notepad to sketch out a rough design of the new building.

او برای ترسیم طرح اولیه ساختمان جدید، به دفترچه یادداشت خود دسترسی پیدا کرد.

The journalist used her notepad to record the interview with the celebrity.

روزنامه‌نگار از دفترچه یادداشت خود برای ضبط مصاحتی با چهره مشهور استفاده کرد.

I prefer taking notes on a notepad rather than typing on a computer.

من ترجیح می‌دهم یادداشت‌برداری روی یک دفترچه یادداشت را به تایپ کردن روی کامپیوتر ترجیح دهم.

He tore a page from his notepad to write a quick grocery list.

او برای نوشتن یک لیست خرید سریع، یک صفحه از دفترچه یادداشت خود پاره کرد.

The artist sketched out ideas for her next painting in her notepad.

هنرمند ایده‌های خود را برای نقاشی بعدی خود در دفترچه یادداشت خود ترسیم کرد.

She flipped the notepad open to a blank page and started writing a poem.

او دفترچه یادداشت را به یک صفحه خالی باز کرد و شروع به نوشتن شعر کرد.

The student used his notepad to jot down equations during the math class.

دانش‌آموز از دفترچه یادداشت خود برای یادداشت معادلات در کلاس ریاضی استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

He asked Mom to hand me the notepad and pen that were sitting by the telephone.

او از مادر خواست تا خودداری و قلمی را که کنار تلفن قرار داشت به من بدهد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

I'll teach it to you. Get a notepad.

به شما یاد خواهم داد. یک خودداری تهیه کنید.

منبع: Young Sheldon - Season 2

They also need notepads and paper for the copy machine.

آنها همچنین به خودداری و کاغذ برای دستگاه کپی نیاز دارند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Keep a notepad handy, a journal, just write them down.

یک خودداری در دسترس داشته باشید، یک دفترچه، فقط آنها را یادداشت کنید.

منبع: Emma's delicious English

Sometimes I'll have a notepad nearby for important parts or I may transfer a quote into my personal collection.

گاهی اوقات من یک خودداری در نزدیکی برای قسمت های مهم خواهم داشت یا ممکن است نقل قول را به مجموعه شخصی خود منتقل کنم.

منبع: Reading Methodology

I use a notepad for this, because I like to use use two pages per day.

من از یک خودداری برای این کار استفاده می کنم، زیرا دوست دارم از دو صفحه در روز استفاده کنم.

منبع: Scientific World

Keep track of your findings in a spreadsheet, word document, or notepad app on your phone.

نتایج خود را در یک صفحه گسترده، سند کلمه یا برنامه یادداشت در تلفن خود پیگیری کنید.

منبع: College Life Crash Course

It had a touchscreen and a few basic apps like a clock, calculator, notepad, and address book.

دارای صفحه لمسی و چند برنامه اساسی مانند ساعت، ماشین حساب، خودداری و دفترچه آدرس بود.

منبع: One Hundred Thousand Whys

[Take out notepad] If this is how to network, no wonder people go to the main hall early.

[خودداری را بیرون بیاور] اگر این روش شبکه سازی است، تعجب نخواهید کرد که چرا مردم زود به سالن اصلی می روند.

منبع: The Economist (Summary)

To get ready you could either write one to sixty on a notepad or type them on your computer.

برای آماده شدن، می توانید یکی تا شصت را روی یک خودداری بنویسید یا آنها را در رایانه خود تایپ کنید.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید