notifying

[ایالات متحده]/nəʊtɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/noʊtɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری notify

عبارات و ترکیب‌ها

notifying users

اطلاع رسانی به کاربران

notifying staff

اطلاع رسانی به کارکنان

notifying clients

اطلاع رسانی به مشتریان

notifying parties

اطلاع رسانی به طرفین

notifying authorities

اطلاع رسانی به مقامات

notifying changes

اطلاع رسانی تغییرات

notifying updates

اطلاع رسانی به‌روزرسانی‌ها

notifying deadlines

اطلاع رسانی مهلت‌ها

notifying events

اطلاع رسانی رویدادها

notifying issues

اطلاع رسانی مشکلات

جملات نمونه

notifying the team about the changes is crucial.

اطلاع رسانی به تیم در مورد تغییرات بسیار مهم است.

she is responsible for notifying the clients.

او مسئول اطلاع رسانی به مشتریان است.

the manager is notifying everyone of the meeting time.

مدیر در حال اطلاع رسانی به همه در مورد زمان جلسه است.

notifying authorities in case of an emergency is essential.

اطلاع رسانی به مقامات در صورت بروز اضطرار ضروری است.

they are notifying the public about the upcoming event.

آنها در حال اطلاع رسانی به عموم مردم در مورد رویداد آینده هستند.

notifying your supervisor of any issues is important.

اطلاع رسانی به سرپرست خود در مورد هرگونه مشکل مهم است.

he was busy notifying his friends of the news.

او مشغول اطلاع رسانی به دوستانش در مورد خبر بود.

notifying the staff of policy changes is necessary.

اطلاع رسانی به کارکنان در مورد تغییرات سیاست ضروری است.

the system is automatically notifying users of updates.

سیستم به طور خودکار کاربران را از به‌روزرسانی‌ها مطلع می‌کند.

she spent the afternoon notifying everyone about the cancellation.

او بعد از ظهر را صرف اطلاع رسانی به همه در مورد لغو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید